افسردگی با 9 معیار دقیق تعریف می شود. این معیارها براساس محورهای چهارگانه DSM هستند که مشخصه هایی جه

 

باطلوع هرصبح فکرکن تازه به دنیا آمدی مهربان باش شاید فردایی نباشد 

 

آدرس وبلاگ دوم مشاوره لطفا سوالاتون اونجا مطرح کنید و جواب درآن بخوانیدکلیک کنید

http://www.moshaver8990.blogfa.com

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 21:58 توسط عبدالکریم حلفی

افسردگی

علایم افسردگی

 

افسردگی با 9 معیار دقیق تعریف می شود. این معیارها براساس محورهای چهارگانه DSM هستند که مشخصه هایی جهانی و تعریف شده اند

 

1) خلق و خوی افسرده.

برای اطلاق افسرده بودن به فرد، او باید تمام روز و تقریباً هر روز این حالت را داشته باشد. این خلق و خوی افسرده توسط خود شخص با احساس اندوه، پوچی و افسردگی حس می شود یا توسط اطرافیانش مشاهده می گردد. در میان کودکان یا بزرگسالان، این خلق و خو می تواند با تندخویی بروز پیدا کند.
2) بی علاقگی یا لذت نبردن از فعالیت هایی که معمولاً لذت بخش و جالب اند.

این نشانه هر روز و عملاً برای تمامی فعالیت ها دیده می شود.
3) حس خودکم بینی یا احساس گناه بیش از حد و نامتناسب.

Loading...

این احساس تقریباً همیشه و تقریباً هر روز حضور دارد.
4) داشتن ایدۀ خودکشی به طور مکرر، خواه با نقشه یا بدون نقشۀ دقیق یا با اقدام به خودکشی.

فکر به مرگ (مثلاً گفتن «من ترجیح می دهم که مرده باشم») نیز از این دسته محسوب می شوند.
5) مشکلات خواب. ممکن است به شکل بی خوابی یا پرخوابی بروز کند.

این مشکلات هر روز در میان افراد افسرده دیده می شود.
6) آشفتگی یا کندشدن روانی – حرکتی.

این نشانه نیز هر روز حضور دارد که یا توسط خود فرد افسرده گزارش می شود یا اطرافیانش مشاهده می کنند. در افسردگی، حرف فقط بر سر یک احساس بی قراری یا کندشدگی ساده نیست، بلکه این آشفتگی یا کندشدگی قابل ملاحظه و مشهود است.
7) مشکلات اشتها که هم به شکل بی اشتهایی و کاهش وزن و هم بالعکس

با افزایش اشتها و اضافه شدن وزن می تواند روی دهد. این مشکلات بدون رژیم گرفتن به وجود می آیند.
8) مشکلات تمرکز.

این مورد اغلب با مشکل در اندیشیدن و حتی تردیدهای تکراری ظاهر می شود. پدیده ای قابل مشاهده و روزانه است و تنها احساس عدم موفقیت در متمرکز شدن نیست.
9) احساس روزانه خستگی یافقدان انرژی.

برای مطرح کردن افسردگی با یک تشخیص جدی، باید حداقل 2 مورد از 4 مورد اول در شخص دیده شود. و در ادامه، در افسردگی حداقل 5 مورد از این 9 معیار یافت می شوند.

اگر دقت کرده باشید دیده اید که در این لیست علائم، با سماجت و پافشاری تأکید شده که علائم باید هر روز و در تمام طول روز مشاهده شوند. این به این معناست که هر یک از ما ممکن است در روز ساعات یا دقایقی را با خلق و خوی افسرده پشت سر بگذارد. این حالات ممکن است که بر حسب اتفاقات زندگی برای همه پیش بیاید. اما معنی اش این نیست که فرد افسرده است. حال آنکه فرد افسرده در این حالت غرق می شود و به راحتی بیرون نمی آید.
هنگامی که نشانه های یک افسردگی واقعی را در خود دیدید، مهم است که به خودتان کمک کنید. مطمئناً برای این بیماری، درمان های دارویی و البته درمان های مکمل غیر دارویی (روان درمانی، ورزش، استراحت، تغییرات ضروری در شکل و قالب زندگی و کار و…) وجود دارد

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۶ ساعت 10:22 توسط عبدالکریم حلفی  | نظر بدهيد

کارگاه

http://farsiup.com/images/vhizp96ld4o2ezqztw9.jpg

 

 

http://farsiup.com/images/pfop1clo5mkz0yt80zqi.jpg

 

http://farsiup.com/images/wvngkpix94c2fmy9on6.jpg

 

کارگاه سلامت روان و باورهای نادرست

سخنرانی سحر منصوری در «کوت سید  نعیم»

 

      به دعوت مسئول کتابخانه امام رضا (ع)آقای عبدالکریم حلفی در‌ کوت سید نعیم (شهر جدید، میان اهواز و سوسنگرد) و با همکاری مرکز سلامت روان محلی آوای زندگی، کارگاهی با عنوان «سلامت روان و باورهای نادرست» با سخنرانی سحر منصوری (روانشناس و از سخنگویان کانون آینده نگری)‌ و با استقبال زنان این شهر برگزار شد.

      منصوری در این جلسه،‌ به چرخة معیوب: افکار نادرست < احساسات ناخوشایند < بروز رفتارهای نامناسب < افکار نادرست... اشاره کرد و گفت: نتیجة این چرخة معیوب،‌ بروز  نارضایتی از زندگی و آسیب پذیر شدن در برای محرکهای محیطی است.

      وی با طرح این سؤال که «هیجانهای مختلف، چه خوشایند و چه ناخوشایند که احساس می­کنیم، طبیعی است، اما آیا هر نوع واکنشی در برابر این هیجانها هم طبیعی و بهنجار است؟» ادامه داد: با کسب برخی مهارتها می­توان از شدت احساسات ناخوشایند که در طول زمان اثر مخربی بر جسم می­گذارد، کاست و این امر با استفاده از «هوش هیجانی» امکان پذیر است... وی دربارة هوش هیجانی گفت: اینکه فرد بتواند انگیزه خود را حفظ کند و در مقابل ملایمات پایداری کند و کامیابی را به تعویق بیاندازد؛ حالات روحی خود را تنظیم کند و نگذارد پریشانی خاطر، قدرت تفکر او را خدشه­دار سازد؛ با دیگران همدلی کند و امیدوار باشد.

      این روانشاس آینده نگر افزود: هوش هیجانی مشخص می­کند چگونه می­توانیم از سایر مهارتهای خود، از جمله عقل خام، به بهترین نحو ممکن استفاده کنیم. افرادی که مهارت هیجانی دارند، احساسات خود را بخوبی می­شناسند، هدایت می­کنند و احساسات دیگران را درک می­کنند و به صورت اثربخشی، با آن برخورد می­کنند. در زندگی خرسند و کارآمدند و عادات فکری خاصی دارند که موجب می­شود افرادی مولد و کارآمد باشند. افرادی که نمی­توانند بر افکار و عواطف خود تسلط داشته باشند،‌ درگیر کشمکشهای درونی­ای هستند که از توانایی آنان برای انجام کار متمرکز و تفکر روشن، می­کاهد.

      منصوری، 5 حیطة اصلی هوش هیجانی را چنین برشمرد: شناخت عواطف شخصی یا خودآگاهی هیجانی (افرادی که نسبت به احساسات خود اطمینان بیشتری دارند بهتر می­توانند زندگی خویش را هدایت کنند.)، بکار بردن درست هیجانها (قدرت تنظیم احساسات خود بر خودآگاهی متکی است)،‌ رهبری هیجانها (خویشتنداری عاطفی زیربنای تحقق هر پیشرفتی است)؛‌ شناخت عواطف دیگران (همدلی یکی از اصول مهارت ارتباط با مردم است)، و حفظ ارتباطها (مهارت کنترل عواطف در دیگران و کاستی در این زمینه، به ناشایستگی در دنیای اجتماعی یا بروز مصایب مکرر در ارتباطهای بین فردی می­انجامد).

      وی خاطرنشان کرد: از نظر شناختی، هر فردی متناسب با ساختار ذهنی خود که از مجموعه باورها، فرضیات و اعتقادات اوست، رویدادها و موقعیتهای مختلف را در ذهن خود پردازش و ادراک می­کند. بنابراین هر جه باورها و عقاید افراد، خشکتر و قابلیت انعطافشان کمتر باشد،‌ بیشتر  سبب بروز احساسات ناخوشایند می­شود و در نتیجه، باعث بروز رفتارهای نادرست  می­شود.

      این روانشناس افزود: با تغییر الگوهای فکری، باورها، تگرشها و عقاید؛ و آموختن تکنیکهای رفتاری مناسب و حذف رفتارهای مخرب، می­توان به تغییرات مطلوب در سلامت روان خود دست یافت. آگاهی یافتن از احساسات خود، و افکار خود (افکار ناکارآمد ساخته و پرداختة ذهن فرد است)،‌ آگاهی یاقتن از چگونگی پردازش و تفسیر رویدادها (پدیده سوکیری خودتأییدی)،‌آگاهی یافتن از خواسته­ها و انتظارات خود و... در این باره اهمیت دارند.

      سحر منصوری به راهبردهای کوتاه مدت و بلند مدت رفتاری که در این زمینه سودمند است اشاره کرد. نظیر اینکه آستانة تحمل فرد در مقابل موقعیتهای ناخوشایند افزایش یابد، انجام بعضی ورزشها بویژه ورزشهای موازی (دویدن، شنا کردن،‌ دوچرخه سواری،‌راه رفتن سریع، کوه پیمایی و...)؛ و همچنین تمرینات آزام سازی خود.

      وی تأکید کرد: اگر می­خواهید خود را آرام کنید، نسبت به اعمال و رویدادهای زندگیتان، سختگییر نباشید.

 

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم دی ۱۳۹۶ ساعت 9:55 توسط عبدالکریم حلفی  | نظر بدهيد

شش عامل ویران کننده روابط زن و شوهر

 

۱. اولویت‌های خانوادگی

مهمترین منبع استرس‌زا در روابط بیشتر زوج‌ها، روابطی است که خارج از آن دو نفر است. والدینتان، خواهر و برادرهایتان و دوستانتان را دست‌کم نگیرید. باید بدانید که وقتی به همسرتان «بله» گفته‌اید یعنی او را به همه آدم‌های دیگر مقدم کرده‌اید. خیلی از ازدواج‌ها فقط بخاطر همین ضعف در اولویت‌دهی دچار مشکل می‌شوند. هر کس آنها را سمتی می‌کشد بدون اینکه به سمت همدیگر کشیده شوند. زوج‌ها در ازدواج‌های سالم یاد می‌گیرند که همدیگر را به هرکس و هرچیز دیگر مقدم بدانند.

🔘۲فقدان ارتباط کلامی

این حقیقت دارد که زوج‌ها به طور متوسط فقط چند دقیقه در روز با هم ارتباط کلامی باکیفیت دارند. هرج‌و‌مرج زندگی خیلی راحت شما را درگیر خود می‌کند و باعث می‌شود نتوانید با همسرتان صحبت کنید. اما زندگی بدون ارتباط کلامی زندگی زناشویی موفقی نخواهد بود. سعی کنید برای حرف زدن با همدیگر وقت بگذارید.

🔘۳استرس

اینکه استرس‌مان را سر همسرمان خالی کنیم کار بسیار ساده‌ای است. خیلی از ما عادت داریم تا وقتی پایمان را به منطقه آرامشمان یعنی خانه نگذاشته‌ایم همه چیز را در خودمان نگه داریم و بعد که وارد خانه شدیم منفجر شویم. زوج‌های سالم باید از استرسشان برای نزدیک‌تر شدن به هم و تکیه کردن به همدیگر استفاده کنند، حالا منبع این استرس هرچه که باشد: از مشکلات مالی گرفته تا مشکلات کاری و بیماری

 

۴تکنولوژی

اخیراً وبلاگ مردی را خواندم که تصمیم به طلاق گرفته بود، فقط اینکه می‌خواست از تلفن‌همراهش طلاق بگیرد. این یک واقعیت است، خیلی از ما همیشه و در همه حال این عامل خطرناک برهم‌زننده روابط را همیشه با خودمان حمل می‌کنیم. خیلی از ما وقتمان را در دنیای مجازی پرهرج‌ومرج تکنولوژی و شبکه‌های اجتماعی تلف می‌کنیم، بدون اینکه وقتی برای صمیمی‌تر کردن رابطه با همسرمان بگذاریم. پس تلفن‌هایتان را خاموش کنید، تلویزیون را از برق بکشید و سعی کنید برای همسرتان وقت بگذارید.

🔘۵خودخواهی

ازدواج یک درس دائمی و بزرگ از خودخواه نبودن است. و ما یا اجازه می‌دهیم که این تجربه ما را بهتر کند و یا تلخ‌تر می‌شویم. اینکه کسی را بر خودمان مقدم کنیم کار سختی است چون ذات ما طوری است که خودمان را به همه چیز و همه کس مقدم بدانیم.

هربار که به خودمان جواب مثبت می‌دهیم، به ازدواجمان جواب منفی داده‌ایم زیرا ازدواج مرد درمقابل زن نیست، ما درمقابل من است.

🔘۶نبخشیدن همدیگر

بخشیدن و فراموش کردن یکی نیستند. وقتی نتوانیم این را بفهمیم، ناراحتی‌هایمان را برای مدتی طولانی در خودمان نگه می‌داریم. و این ناراحتی‌ها در آخر شروع به ویران کردن زندگی‌هایمان از داخل به بیرون می‌کنند. اما بخشش به معنی تبرئه کردن دیگران نیست، به معنی آزاد کردن خودمان است برای اینکه اجازه دهیم خداوند که خود بخشاینده متعال است، ما را التیام دهد

 

 

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۵ ساعت 9:16 توسط عبدالکریم حلفی  | 4 نظر

مرداب تبسم

 

خانمی در مشاوره تلفني می‌گفت: با دوست شوهرم رفت و آمد خانوادگی داشتیم، مورد اعتماد شوهرم بود و من هم روی همین اساس ایشان را به خاطر قیافه مذهبی اش و دوستی با شوهرم قابل اعتماد می دانستم. روزی زنگ منزل به صدا در آمد. دوست شوهرم بود. بعد از سلام و تعارف های متداول به ایشان گفتم که شوهرم منزل نیست و سفر چند روزه ای رفته اند. ایشان خداحافظی کرد و رفت.
باور کردنی!!! نبود فردای آن روز ایشان باز آمدند درب منزل. اما با یک جعبه شیرینی و چند شاخه گل.
با گرمی به ایشان سلام و تعارف کردم. لبخندی زد و گفت: ببینم تعارف نمی کنید بیاییم داخل؟
با تعجب گفتم دا...داخل؟!
ولی دیروز خدمت تون گفتم که شوهرم مسافرت هستند.
خندید و گفت: راستش می دونم، ولی چه کنم؟ دیگه نتونستم این دلم را راضی کنم که نیایم. دیروز لبخند و خنده هایت کار دست دلم داده و اسیرم کرده.
بعد گفت با اجازه؛ دیدم داره میاد داخل. خواستم در را ببندم که در را هل داد که بیاید مجبور شدم جیغ و داد کنم که همسایه ها یکی یکی آمدند و ایشان فرار کرد.
بعد از اون روز به شوهرم داستان را گفتم
نزدیک بود خون به پا شود ولی الان کلا رابطه مان را با او قطع کرده ایم.
اما یک سؤال همیشه برای من باقی ماند، این که چگونه یک مرد مثل شوهرم این قدر خام باید باشد و بدون آزمایش و امتحان، غریبه ای را دوست خود می گیرد و او را به حریم خصوصی خود می آورد؟
***
سؤال: اشکال کار کجا بود؟
غیرت شوهر؟
دوست گزینی ناموفق؟
حیا و عفت این زن؟
رعایت نکردن مرز و حریم محرم نامحرمی در روابط قبلی خانوادگی؟
شهوتی بودن مردان و عاطفی بودن زنان؟
ترکیب برخی موارد بالا؟ 
دستورات دين مانند احكام شرعي محرم نامحرم به نفع ماست يا خداوند؟ خانم‌هايي كه در خيابان يا ادارات آرايش مي‌كنند و جلوه‌نمايي، نقش يخچال فريز را در سردكردن روابط عاطفي همسران دارند.[1] 

پی نوشت :
1. آيين شوخي و ‌قوانین خوشي، محمدعلی قدیری و محمدحسین قدیری، کتابخانه سایت اسک دین

 

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام آذر ۱۳۹۳ ساعت 1:47 توسط عبدالکریم حلفی  | 15 نظر

نکات مهم و کاربردی در ازدواج

1- بهتر است سن پسر 2 تا 8 سال (میانگین 5 سال) به دلایل زير بیشتر از سن دختر باشد. 
الف- کنش‌ اقتدار ب- جذابيت بدني و فيزيكي(Physical Attractive ) ج- حساسیت بیش از حد (بدبینی) زنان مسن به مردان جوان
2- مشکلات حاملگی به دلیل افزایش سن 
3- یک سال بزرگ‌تر بودن پسر یا همسالی دختر و پسر در صورت تناسب دیگر ملاک‌های اصلی اشکال ندارد.
3- بزرگ‌تر بودن دختر توصیه نمی‌شود(مگر در موارد نادر).
4- سطح تحصیلی مرد نسبت به زن بهتر است بیشتر یا مساوی زن باشد.
5- اگر مدرک مرد یک پله پایین‌تر باشد، به شرط آن که مرد دارای شغل و موقعیت اجتماعی مطلوبی باشد، اشکال ندارد. اگر دو مدرک یا بیشتر پایین‌تر باشد، سازگاری همسران دچار مشکل می‌شود مگر؛ 
الف) شرایط اصلی برجسته باشد(صفات شخصیتی، تعهد، تفاهم، صمیمیت و...)
ب) مرد توان و امکان کم کردن این فاصله را داشته باشد.
6- بهتر است مرد برون‌گرا تر از زن باشد 
7- اگر زن برون‌گراتر باشد نباید این فاصله خیلی زیاد باشد 
8- زن خیلی برون گرا ازهمنشینی با مرد درون گرا خسته می شود ومرد او ناراضی و حتی بدبین.
9- بایدها در گفت و گو: (روابط با والدین، آینده، شغل، استقلال از خانواده‌ها، حساسیت‌های کاری و اجتماعی و...)
10- مراحل تشخیص:
مرحله اول : معرفی اجمالی از طریق آشنایان.
مرحله دوم : ملاقات طرفین در خانواده دختر.
مرحله سوم : گفتگو طرفین و خانواده ها با یکدیگر.
مرحله چهارم : انجام تحقیقات و مشورت با روان شناس با تجربه.
11- سه روش برای تشخیص ملاک‌ها
الف) تحقیق از افراد آگاه = 50 ٪
ب) آزمون‌های روان‌شناختی = 30 ٪
ج‌) گفت‌ و گو‌ها = 20 ٪. [1]

پی نوشت :
1. سايت انجمن روان شناسان اسلامي، دکتر گلزاری، کارگاه همسرگزینی.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۳ ساعت 16:25 توسط عبدالکریم حلفی  | نظر بدهيد

خانواده سهل‌ گير(آسان‌گير)

1 - پدر و مادر به دنبال نيازهاي ارضاء نشده خودشان هستند. دنبال جواني و نوجواني و دل مشغولي هاي خود هستند.
2 - به امر تربيت و ارضاء نيازهاي جسمي و رواني كودك نمي پردازند و چون آسانگير هستند ،‌ براي خاموش كردن صداي بچه ،‌ هر چه كودكشان از آنها مي خواهد ، آنها انجام مي دهند . لذا كودك پرتوقع تربيت مي شود.
3 - هدفها و انتظارات برايشان روشن نيست و به همين دليل ، در تربيت فرزندان خود از روش ، فلسفه يا ديدگاه خاصي پيروي نمي كنند.
4 - هيچ نوع كنترلي بر رفتار فرزندان خود ندارند و آنان را كاملا آزاد مي گذارند تا به هر نحوي كه خود مايل هستند ‍،‌ شيوه هاي خاص زندگي خود را انتخاب و به كار گيرند.
5 - هيچ نوع انتظار و توقع خاصي از فرزندان خود ندارند و فرزندان نيز به نوبه خود مي آموزند كه والدين نبايد از آنان انتظار خاصي را داشته باشند.
6 - نسبت به رفتار فرزندان خود ‍،‌ حتي در مواردي كه مورد آزار و اذيت خود آنان و ديگران قرار مي گيرند ‍،‌ توجه خاص نشان نمي دهند و در اين موارد ، بي تفاوت عمل مي كنند.
7 - اگر فرزندان خانواده از دستورات آنان اطاعت نكنند ، ناراحت نمي شوند و چنان رفتار مي كنند كه گويي عدم اطاعت از دستورات والدين امري طبيعي ، عادي و متداول است.
8 - در پاداش دادن - وقتي از فرزندان رفتار پسنديده اي سر مي زند - يا تنبيه آنان - در هنگامي كه كار خلاف از آنان سر مي زند - اهمال مي كنند و بي تفاوت هستند (‌به ياد داشته باشيم كه منظور از تنبيه كردن در معناي روانشناختي آن ،‌ محروم كردن فرزند از پاداش است و تنبيه بدني مورد نظر نمي باشد).
9 - شيوه هاي رفتاري والدين چنان است كه در فرزندان اعتماد لازم را نسبت به آنان ايجاد نمي كند.
10 - نسبت به تكاليف و نمرات درسي فرزندان خود توجه نشان نمي دهند و علاقه اي نيز به همكاري با معلمان و مديريت مدرسه محل تحصيل آنان ندارند.
11 - آنچه را كه فرزندان اراده كنند يا بخواهند ، براي آنان تهيه مي كنند و در اين مورد ،‌ سليقه خاصي را اعمال نمي كنند.
12 - هيچ گونه تلاش خاصي را در زمينه استقلال فرزندان خود انجام نمي دهند و چنانچه يكي از فرزندان شديدا به آنان وابسته باشد،‌ كار خاصي را در زمينه كاهش اين نوع وابستگي كه بعدا براي آنان مشكل ساز خواهد بود ،‌ انجام نمي دهند.
13 - نظم و ترتيب را در محيط خانواده رعايت نمي كنند و از فرزندان خود نيز انتظار خاصي در اين زمينه ندارند.
14 - فرزندان خود را براي انجام هر كاري آزاد مي گذارند و حتي در مواردي كه مداخله آنان لازم به نظر مي آيد ، دخالت نمي كنند.
15 - اين بچه ها چون در زندگي با موانع مواجه نشده است،‌ لذا وقتي وارد جامعه مي شود به خاطر عدم تجربه كافي ، زود تسليم مي‌شود و شكننده هست.[1] 

پی نوشت :
1.سايت گفتگوي ديني، نمودار و جداول روان شناختي.

 

+ نوشته شده در شنبه چهارم مرداد ۱۳۹۳ ساعت 4:18 توسط عبدالکریم حلفی  | نظر بدهيد

ده اشتباه در فرايند آشنايي

در فرايند آشنايي هنگام خواستگاي ممكن است چند اشتباه بزرگ از طرف ما رخ دهد. اين اشتباهات به ترتيب عبارتند از:
1 - سؤالات كافي نمي پرسيم.
2 - نشانه های هشدار دهنده مشكلات بالقوه را ناديده می گيريم.
3 - عجولانه و زود هنگام، سازش می كنيم.
4 - تسليم نياز جنسي مي شويم.
5- تسليم زرق و برق هاي مادي و ظاهري مي شويم.
6- تعهد را مقدم بر تفاهم می دانیم (قبل از اين كه متوجه شويم كه با او تفاهم داريم و قبل از اين كه متوجه شويم كه
آيا او همسر مناسبي براي ما هست يا نه، متعهد به ازدواج با او مي شويم).
7- ترديدهاي خود را ناديده مي گيريم.
8 - تفاهم را بر علاقه و محبت مقدم می دانیم (درست است كه تفاهم در ازدواج لازم است، اما كافي نيست. ازدواج زماني به ساماني موفق خواهد رسيد كه سه عنصر« تفاهم » و « تعهد » ،« علاقه »با هم وجود داشته باشد).
9 - باور به اينكه او را تغيير خواهيم داد.
10- باور به اين كه پس از ازدواج مشكلات كم مي شود. 
نکته: در موقع خرید پارچه، حاشیه آن را خوب نگاه کن، و در موقع ازدواج، درباره مادر زن تحقیق کن.

 

 

+ نوشته شده در جمعه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت 0:12 توسط عبدالکریم حلفی  | نظر بدهيد

نشانه های رفتارشناسی در دوران نامزدی

در دروان نامزدی اگر دختر و پسر بخواهند به شخصیت واقعی یکدیگر پی ببرند، باید با هم صادق باشند؛ اما متاسفانه برخی افراد در این دوره صداقت نداشته و با اعمال فریبکارانه فرد مقابل خود را فریب می‌دهند. دوران نامزدی، دوره‌ای کاملاً حساس است که در آن دختر و پسر باید به شناخت از همدیگر، بپردازند. در این دوران جوانان با فرصت دادن به همدیگر می‌توانند بیشتر طرف مقابل را بشناسند. بنابراین اگر آنها هر چقدر باهم صادق‌تر باشند، به نفع همدیگر کار کرده اند. در این برهه از زمان، دختر و پسر باید آنچه که هستند، رفتار کنند. 

 

البته باید بدانید که با یک و یا دو جلسه نمی‌توان راهکارهایی را در نظر گرفت که دختر و پسر را همدیگر را بشناسند؛ زیرا آنها روانشناس ماهر و خبره‌ای نیستند که رفتار فریبکارانه و یا فیلم بازی کردن طرفین را حدس بزنند. اما با بررسی، تحقیق و تفحص می‌توان به شخصیت ذاتی فرد تا حدودی پی برد. دکتر مجد توصیه می کنند 10 جلسه ی 10 ساعته . یعنی شما با 2 سال نامزدی که همه اش در میهمانی و جلسات 2-3 ساعته خلاصه می شود به شناخت مختصری نیز دست نخواهید یافت چون انسان کاملا قابلیت انعطاف پذیری با شرایط و محیط جدید را داراست ولی نهایتا 2-3 ساعت و پس از آن خود واقعی خود را ناگزیر است نشان بدهد. انسان کار خلاف واقعیت طبیعی خودش را نمی تواند 10 ساعت بروز ندهد پس اگر جلسات را طولانی کنید مثلا یک صبح جمعه تا شب شما مجموعه ای از یک روز طبیعی فرد را شاهد خواهد بود مثل غذاخوردن حرف زدن تلویزیون نگاه کردن یافتن غذا و برنامه ی مورد علاقه عصبانیت خوشحالی حساسیت رفتار با اطرافیان و خانواده درجه ی یک و غیره.

هر چقدر دوران نامزدی طولانی باشد و به دختر و پسر فرصت بیشتر داده شود که در موقعیت‌های اجتماعی قرارگیرند، به شخصیت اصلی و واقعی همدیگر بیشتر، دست پیدا خواهند کرد و حتی می توان رفتار آنها را متناسب با موقعیت سنجید. 

بعضی رفتارهایی که در زندگی زناشویی ضعف محسوب می‌شود حتما نشانه هایی در دوران نامزدی و آشنایی داشتند که با بررسی آنها می‌توان تا حدودی به آن پی برد.

این 10 رفتار را در دوران نامزدی جدی بگیرید:

1.پنهانکاری : یکی از نشانه‌های پنهانکاری دختر و یا پسر از همدیگر این است زمانیکه دختر و یا پسر، برخی از مسائل را بازگو نمی‌کنند و یا از جواب دادن به نامزد خود طفره می‌روند، در نتیجه می توان خیلی راحت به این مسئله پی برد. 

2.تناقض‌گویی : شاید به این مثال توجه کرده اید که «دروغگو، کم حافظه می‌شود» یکی دیگر از روش‌های شناخت افراد این است که وقتی سوالی از او می‌پرسید، او به دروغ جواب شما را می‌دهد و اگر در زمان دیگری دوباره همان سوال را ‌پرسید جوابی می‌دهد که اصلا با قبل مطابقت ندارد. 

3.وانمودکردن یا نقش بازی‌کردن : از طریق تست‌های روانشناختی تا حدی می‌توان به این خصوصیات پی برد و محک زد که چقدر طرف مقابل می‌تواند خودش را خوب جلوه دهد و یا نقش بازی کند. البته ناگفته نماند، ممکن است بعضی دختر،پسرها واقعا خودشان را بدتر از آنچه که هستند، نشان دهند. 

4.وسواس داشتن : گاهی وقت‌ها فرد از آرایش و لباس پوشیدن طرف مقابل حساسیت نشان می‌دهد و به طرف مقابل تذکر می‌دهند، این رفتار نشان می‌دهد که طرف مقابل بسیار حساس بوده و ریزبین و نکته بین است. 

5.پرتوقع بودن : توقع برخی افراد بیش از توان فرد مقابل است و خیلی راحت می توان این رفتار را شناخت. 

6.عدم سازگاری : بارها اتفاق می‌افتد که دختر و پسر به علت عدم سازگاری از هم جدا می‌شوند و هیچ تفاهمی ندارد و هرکدام ساز مخالف طرف مقابل را می‌زند که این رفتار در دوران نامزدی قابل تشخیص است. 

7.زود رنج بودن : یکی از ضعف‌های زن وشوهر در دوران زناشویی زودرنج بودن آن‌هاست و خیلی راحت این رفتار را می‌توان در دوران نامزدی تشخیص داد. 

8.بی‌ملاحظه بودن : یک رفتاری که باعث جدایی در بین زن و شوهر است، این است همسر آنها بی‌ملاحظه است. زمانیکه دختر و یا پسر در دوران نامزدی ملاحظه طرف مقابل و یا خانواده و اطرافیان را نکنند؛ قطعاً آنها بی‌ملاحظه بوده و فقط به فکر نیازهای خود هستند. 

9.عمل نکردن به وعده و مقررات : زمانیکه در دوران نامزدی، بین دختر و پسر قرار ملاقات گذاشته می‌شود و فرد مقابل طبق همان وقت به محل قرار نمی‌رسد، می‌توان متوجه شد که در آینده هم، به قول و وعده خود عمل نخواهد کرد. 

10.عجول بودن : در بعضی اوقات شخص مقابل با کوچک‌ترین اشتباه از طرف دختر و یا پسر عصبانی شده و عکس العمل‌های غیر منطقی از خود نشان می‌دهند. 

توجه داشته باشید این نشانه ها همانطور که اطلاعاتی از رفتارهایی که در آینده گسترده و شدیدتر خواهید دید را نشان می دهند به همان نسبت نیز قطعی نیستند و با دیدن یک یا دو بار باعث برچسب زدن و قضاوت سریع نباید بشوند .. بلکه صرفا هشداری برای دقیق شدن با ظرافت در رفتار و کردار فرد باید بشوند تا در نهایت تصمیم بهتری را گرفت.

یکی از بهترین روش‌های آشنایی طرفین «مسافرت» است. اگر دختر و پسر در دوران نامزدی به مسافرت بروند، خیلی بهتر می‌توانند به روحیات و شخصیت همدیگر آشنا شوند. همچنین بر سر دوراهی تحلیل آنچه از فرد مقابل دیده اید و هضم آن برایتان سخت است مشاور ، دوست و راهنمای قابل اعتمادی خواهد بود.

و فراز این بار : "اگر کسی به شما خیانت کرد این مشکل اوست نه شما و اگر دوباره به شما خیانت کرد این مشکل شماست نه او."

نظر شخصی من یعنی نویسنده وبلاگ دراین مطلب که گفته شده طولانی مدت بودن دوره نامزدی باعث شناخت بیشتر میشودولی من باتوجه به چیزهای که تجربه کردم از دختران و مراجعانی که داشتم متوجه شدم دراین دوران منظور دوران نامزدی قوای شناخت روی مسائل جنسی هست وسواستفاده پسران از دختران در این دوران است که باعث عدم شناخت میشه وبیشتر دراین زمینه متمرکزمیشه ودراین میان دختران اسیب میبنند بهتردوره نامزدی بیشتراز سه ماه نباشد کمترهم باشه بهتره.. به عقیده من اگر ازدواج سنتی باشد و از راه شناخت خانواده باشدازدواج موفقی خواهدبودحداقل تعهدخانواده در میان هست

نظرشما چیست؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۲ ساعت 22:10 توسط عبدالکریم حلفی  | 75 نظر

نحوه برخورد والدین بافرزندانشان بعد از طلاق

 

در شرايط جدايي و پس از آن بزرگ ترين كمك شما به فرزندانتان اين است كه صرف نظر از اين كه حق سرپرستي آن ها را داريد يا نداريد به عنوان پدر و مادر همچنان در دسترس آنان قرار داشته باشيد.

 

 

فرزند شما حق ارتباط با پدر و مادر يعني هر دو بخش از والدين را دارد و به هر دو بخش نياز دارد. نهايت تلاش خود را بنماييد تا فرزند شما هر دو را به عنوان پدر و مادر در كنار خود داشته باشد.

 

اگرچه رنجش ها و آزردگي ها ممكن است پذيرش ديگري را به عنوان پدر و مادر در فرزند مشترك دشوار سازد، اما بدانيد كه كودكان تنها زماني توان تحمل جدايي پدر و مادر را دارند كه همكاري دو طرف و سهيم شدن پدر و مادر در سرپرستي و تربيت آنان ادامه پيدا كند و اين كه كداميك حق سرپرستي يا حق ديدار را دارند خللي در اين اصل ايجاد نمي‌كند، به تدريج و با گذشت زمان از شدت درگيري‌ها و رنجش ها كاسته شده و گفت و گو در باره ي موضوعات عمده و اساسي ميان پدر و مادر جداشده امكان پذير مي‌شود، به ويژه وقتي پاي فرزند يا فرزندان مشترك در ميان باشد.

 

گفت و گو با فرزندان

 

فروپاشي خانواده براي فرزندان شما هم يك تجربه محسوب مي‌شود : تجربه گسست و جدايي. بكوشيد بدون متهم كردن طرف مقابل حتي الامكان به گونه اي روشن با فرزندانتان گفت و گو و صحبت كنيد. بيان مطلب و چگونگي آن به سن و سال كودكان بستگي دارد. بسياري از والدين بر اين باورند كه چون كودكان موضوع را نمي فهمند. لزومي به دادن توضيح و گفت‌وگو در اين باره نيست.

 

اما تجربه نشان مي دهد كه واكنش كودكاني كه توضيحي دريافت نكرده‌اند در مقابل جدايي بسيار شديدتر است. آن ها بدون اين كه متوجه شويد و بدون دخالت شما از مدت ها پيش شاهد تشنج و درگيري‌هاي في مابين شما بوده اند و اين حق آن هاست كه پدر و مادر در حضورشان مسايل را آشكارا مطرح و بيان كنند.

 

مساله اين نيست كه كودكان بايد بتوانند ميان تمام عواملي كه به جدايي منجر شده اند ارتباط منطقي برقرار سازند، بلكه آنان بايد بتوانند در اين باره با توجه به سن و سال خود مساله را تجربه كنند و پرسش‌هاي خود را مطرح نمايند.

 

براي كودكانتان توضيح دهيد كه در آينده چه تغييراتي صورت خواهد گرفت و چه قواعد و مقرارت تازه ايي مابين شما توافق شده است آنچه را هم تغيير نخواهد كرد برايشان توضيح دهيد، براي نمونه اتاق‌شان، مهد كودك شان و نيز ملاقات و ديدار با پدر بزرگ و مادر بزرگ و مانند آن.

 

به آن ها امكان بدهيد تا بگويند كه چه احساسي نسبت به دعواهاي خانگي دارند و چه چيزي را آرزو مي كنند.

 

البته، بديهي است كه با يك بار گفت‌وگو همه اين مطالب به سرانجام نمي‌رسد و لازم است تكرار كرد و شايد هر بار از نو آغاز نمود. در ضمن با تغيير در رشد و سن كودكان نيز پرسش هاي آن ها ممكن است تغيير كند و در هر گفت و گو بر سر يك موضوع ممكن است برداشت ها و ديدگاه هاي مختلفي مطرح شود.

 

اين گفت و گوها براي شما دشوار خواهد بود به ويژه اگر هنوز جدايي را هضم نكرده و هنوز با تغييرات روزمره زندگي و مسايل ناشي از جدايي انطباق پيدا نكرده باشيد.

 

ممكن است نسبت به طرف مقابل خود كه به گمان شما مسبب تمامي اين مصيبت ها است خشم و نفرت زيادي احساس كنيد، لذا در چنين حالتي بسيار دشوار خواهد بود كه خود را هم شريك جرم بدانيد و در صدد برآييد كه مصيبت ها و خشم فرزندانتان را كه ناشي از جدايي است حل كنيد.

 

هرگاه هر دو طرف موفق شويد كه با تمام احساس آزردگي و رنجشي كه داريد در مورد جدايي موضع درستي اتخاذ كنيد، آنگاه خواهيد توانست در رفع مشكلات ناشي از اين تغييرات اساسي هم موفق شويد.

تفاوت های راهنمایی و مشاوره در مقاطع مختلف تحصیلی ابتدایی، راهنمایی و متوسطه

تفاوت های راهنمایی و مشاوره در مقاطع مختلف تحصیلی ابتدایی، راهنمایی و متوسطه

 1-از نظر رشد و تکامل دانش آموز:

به علت اختلاف در مراحل و نحوه ٔ رشد، مشکلات و نیازهای دانش آموزان در مقطع ابتدایی، با مقاطع بالاتر تفاوت دارد و چون نیازهای انسان ها رفتار آنها را مشخص می کند، باید این تفاوت ها درمشاوره مورد توجه قرار گیرند.

در دوره راهنمایی تغییرات جسمی ناشی از بلوغ آغاز می شود وبه صورتی شدیدتر، در دبیرستان ادامه می یابد. این تحولات، از لحاظ روحی نیز اغتشاشاتی در دانش آموزان ایجاد می کنند. در این مورد، به ویژه طرف پدر و مادر به دختران کمکی نمی شود و این بدان علت است که والدین از تغییرات شدیدی که در فرزندانشان ایجاد می شوند، اطلاعی ندارند. خود دانش آموزان نیز به علل مختلف، مشکلاتشان را اظهار می کنند. به دلایل بالا، مشاور مدرسه باید با توجه به ارزش های فرهنگی، اطلاعات لازم را در دانش آموزان قرار دهد.

2-تشکیلات:

در دوره ابتدایی، دانش آموزان یک معلم دارند، حال آن که در دوره راهنمایی تحصیلی و دبیرستان، دانش آموزان با چند دبیر سرو کار دارند. در مقطع ابتدایی، راهنمایی یا معلم است ولی در دوره راهنمایی و دبیرستان چون طرح ریزی تحصیلی و حرفه ای مطرح می شود، باید سازمان راهنمایی تشکیلات مخصوصی داشته، و دارای مشاور وسایر افراد مختصص باشد.

3-دبیران دوره راهنمایی و دبیرستان، به علت تخصص درسی خود، کمتر از آموزگاران به دانش آموز توجه دارند:

نظر به آن که دبیران با گروه های متفاوتی از دانش آموزان سروکار دارند، شناخت هر دانش آموز برایشان مشکل است. سازمان راهنمایی درمقطع راهنمایی تحصیلی ودبیرستان، در شناساندن دانش آموزان به معلم کمک می کند و چون در این دوره، نوجوان با این مسأله مواجه است که باید استقلال داشته باشد و راه های مختلفی را باید انتخاب کند، بنابراین مشاور باید در این موارد به او کمک های لازم را بکند. ولی در دوره ابتدایی چون مشکلات کمترند و شناخت و راهنمایی دانش آموز با آموزگار است، این امر ساده تر انجام می گیرد.

مشاوره آنلاین مهکام :   پدیده انتقال متقابل در جلسه مشاوره چیست ؟

4-در سنین ابتدایی و راهنمایی و متوسطه، توقعات حیاتی و فرهنگی متفاوت است:

جامعه از دانش آموز دبیرستانی انتظاراتی دارد که با نوجوان دبیرستانی متفاوت است. در این زمینه، نظریه وظایف تکاملی، گویای این موضوع است. در زیر به شرح آن می پردازیم.

نظریه وظایف تکاملی

این نظریه اولین بار به وسیله ٔ هاویگ هرست اظهار شده. او معتقد است که :

در یک دوره و زمان بخصوص در زندگی هر فرد، کار وظیفه ای خاص مطرح می شود.

منظور از وظیفه، انجام تکلیف خاصی است که جامعه در هر سنی انتظار انجام دادن آنها را از افراد دارد. مثلاً انتظار داریم که کودک نوپا در حدود یک سن خاص، به راه بیفتد، یا در سن دیگری حرف بزند. یا پیش از بازی های دسته جمعی که کودکان دبستانی در آنها شرکت می کنند، کودک اول به تنهایی بازی می کند، بعد کنار سایرکودکان می ایستدو به بازی وارد می شود، بعد با آنها بازی را آغاز می کند، تا این که سرانجام با گروهی از کودکان به بازی می‌پردازد. این ترتیب از لحاظ اجتماعی، رو به تکامل می رود.

اگر شخصی وظیفه هر دوره زندگی خود را با موفقیت به انجام برساند، بعدها به موفقیت های بیشتری دست می یابد؛ و اگر در انجام وظایف هر دوره شکست بخورد، در زندگی آینده اش با افسردگی وشکست مواجه می شود.

پسری که در سنین نوجوانی، راه تماس با جنس مخالف را برابر انتظارات جامعه نپیماید، قطعاً پدر خوبی نخواهد شد. انجام هر وظیفه، شخص را به وظیفه ٔ بعدی می رساند، و هر شکست نه تنها شکست های بعدی را به دنبال می آورد، بلکه از لحاظ اجتماعی هم پسندیده نیست. به عبارت دیگر، تکامل در رفتار ،از لحاظ اجتماعی محبوبیت به بار می آورد و به همین دلیل، تعلیم و تربیت را باید با سن کودک منطبق ساخت. وقتی که بدن به حد کافی رشد کرده باشد و شخص هم آمادگی انجام دادن انتظارات جامعه را داشته باشد و این وظیفه را با موفقیت به انجام برساند، آن هنگام، زمان یاددادن و تدریس است.

فاوت مشاوره با راهنمایی و روان‌درمانی


تفاوت مشاوره با راهنمایی و روان‌درمانی

 

محمدالموت

زیرنظراستادصادقی

 

تفاوت مشاوره با راهنمایی و روان‌درمانی**

 

مشاوره با راهنمایى تفاوت دارد. راهنمایى مفهوم وسیعى دارد و تمام برنامه‌ها و فعالیت‌هایى را که براى کمک به فرد تهیه مى‌شوند شامل مى‌گردد. در حالیکه مشاوره یکى از خدمات و تکنیک‌هاى خاص راهنمایى است و اصطلاحاً قلب راهنمایى به‌حساب مى‌آید. راهنمایى جنبهٔ پیشگیرى و مشاوره در وهلهٔ اول بعد درمانى دارد. بدین معنى که از طریق راهنمایى از بروز مشکلات جلوگیرى مى‌شود و مشاوره به حل مشکلات کمک مى‌کند.

 

لازم به توضیح است که بین مشاوره و روان‌درمانى نیز تفاوت‌هایى چند وجود دارد. هر مکتب روان‌درمانی، تعریف و هدف و شیوهٔ عملى خاص و معینى از روان‌درمانى ارائه مى‌دهد. (براى اطلاع بیشتر به کتاب نظریه‌هاى مشاوره و روان‌درمانى مراجعه کنید)

 

به نظر بوهلر (۱۹۶۲) (Buhler) روان‌درمانی، جریانى است که شیوهٔ درست زیستن با خود و دیگران را به فرد مى‌آموزد. درمان‌گر که فردى متخصص و کارآزموده است با ایجاد رابطهٔ درمانى در جهت حل مشکلات روانى درمان‌جو اقدام مى‌کند و او را در کسب سازگارى بهتر با زندگى یارى مى‌‌دهد. از طریق روان‌درمانی، کژرفتارى‌ها و اختلالات روانى درمان مى‌شوند و سازمان شخصیت درمان‌جو بر اساس معیارهاى مطلوب فردى و اجتماعى تغییر مى‌کند. به عقیدهٔ پاترسون (۱۹۷۴بین مشاوره و روان‌درمانی، تفاوت‌ مهم و اصولى وجود ندارد. زیرا هدف غائى مشاوره و روان‌درمانی، تأمین رشد مناسب و افزایش کارآئى و بهبودى در تعامل فرد با دیگران است. به نظر برامر و شوستوروم (۱۹۶۸) (Brammer & Shostrom) تفاوت بین مشاوره و روان‌درمانى بیش از آنکه کیفى باشد، کمّى است. از طریق مشاوره به اصلاح و رفع مشکلات تربیتی، شغلی، تحصیلی، خانوادگی، و بهداشتى افراد عادى در مدت زمان کوتاه اقدام مى‌شود، در حالى که با استفاده از روان‌درمانى به حل مشکلات افراد مبتلاء به ناراحتى‌هاى روانى شدیدتر در مدت طولانى‌ترى مبادرت مى‌گردد. تایلر (۱۹۶۹) (Tyler) معتقد است که مشاوره کمک به افراد عادى است که هویت و شناخت روشنى از خود دارند و مشکلات آنان بیشتر ماهیت و جنبهٔ تربیتى دارد. در حالیکه از طریق روان‌درمانى به حل مشکلات و اختلالات عمیق شخصیتى اقدام مى‌شود.

 

دربارهٔ تفاوت بین مشاوره و روان‌درمانى سخن بسیار گفته شده است. مى‌توان نتیجه گرفت که در مشاوره اولاً مسائل حاد عاطفى کمتر مطرح مى‌شوند؛ ثانیاً نسبت به مراجع و نگرانى او نگرش مثبت بیشترى وجود دارد؛ و ثالثاً مدت درمان کوتاه‌تر است..

 





نوع مطلب : 

تفاوت راهنمایی و مشاوره

تفاوت راهنمایی و مشاوره

تفاوت راهنمایی و مشاوره 
گروهی از صاحب نظران ومتفکران ،راهنمایی و مشاوره را به منزله ی امری مشابه دانسته و تفاوتی بین آنها قائل نشده اند . برخی نیز به وجود تفاوتهای بین این دو ، به قرار زیر اشاره کرداند :
1- راهنمایی ، راهنما می تواند از طریق مطالعه ی پرونده تحصیلی مراجع یا مورد مشورت قرار گرفتن از جانب اولیای دانش آموز یا مربیان وی ، به اطلاعات گسترده و وسیعی در مورد وی دست یابد . در صورتی که ممکن است در امر مشاوره و در ابتدای کار مشاور فاقد چنین اطلاعات مفیدی باشد چرا که اغلب اوقات مراجع بدون مقدمه برای مشاوره مراجعه کرده و مشکل خود را با مشاور در میان می گذارد.
2- راهنمایی مفهومی کلی است و کاربرد وسیعی دارد و کلیه ی خدمات و فعالیتهای انجام شده ، برای کمک به فرد را در بر می گیرد . تعدادیاز این فعالیت ها عبارتند از تهیۀ فهرستی از علایق ، اطلاع رسانی ، به کار گماری ، آشنا سازی با محیط ، ارزشیابی و همچنین مشاوره در حالی که مشاوره یکی از فنون اجرایی راهنمایی ه حساب می آید و اصطلاحاً « قلب راهنمایی» نامیده می شود .
3- راهنمایی در وهله ی اول جنبه ی پیشگیری از مشکلات را دارد ومانع از بروز آنها می شود در حالی که مشاوره بر حل مسائل تاکید دارد و اولویت آن توجه به مشکلات می باشد به بیان ساده تر ، راهنمایی از سقوط فرد به چاه ممانعت به عمل می آورد و از طریق مشاوره سعی می شود که فرد به چاه افتاده از چاه بیرون آورده شود .
4- انسانها در تمام مراح زندگی به راهنمایی نیاز دارند اما نیاز آنها به مشاوره ، به معنای تخصصی آن مربوط به زمانی است که دچار مشکل شوند.
انواع راهنمایی 
امر راهنمای با توجه به زمینه های مختلف به انواع گوناگون تقسیم می گردد . از نظر موضوع ، راهنمایی در انواع (1) تحصیلی (2) شغلی (3) خانوادگی (4) بهداشتی (5) سازشی طبقه بندی می شود ازنظر اجرا نیز راهنمایی به انواع (1) فردی (2) گروهی تقسیم می گردد.
از نظر موضوع 
تقسیم بندی راهنمایی از لحاظ موضوع ، یک طبقه بندی قرار دادی است که صرفاً به منظور سهولت مطالعه و یا برنامه ریزی مواد درسی صورت می پذیرد و گرنه در عمل ، از تمام انواع راهنمایی ، به طور هم زمان استفاده به عمل می آید .شرح  هر یک از انواع راهنمایی از لحاظ موضوعی به قرار زیر است .
1- راهنمایی تحصیلی 
راهنمایی تحصیلی به دانش آموزان کمک می کند تا قادر گردد .
الف) دورس و رشتۀ تحصیلی مناسبی را برگزیند
ب) از قوانین آموزشگاه و مقررات آموزشی و امتحانی مطلع گردد
هدف راهنمایی تحصیلی برای دانش آموز بدون شک ، کسب موفقیت تحصیلی است 
از شیوه های اجرایی راهنمایی تحصیلی برای نیل به این هدف می توان از موارد زیر نام برد
•        راهنمایی دانش آموز در کسب عادت صحیح مطالعه 
•        کمک به دانش آموزان عقب مانده تحصیلی یا پیشرفته ذهنی به منظور پیشرفت تا حداکثر ظرفیت خود 
•        آشنا ساختن دانش آموزان با چگونگی استفاده از منابع یاد گیری ، یادداشت برداری ، خلاصه نویسی 
•   آشنا ساختن دانش آموزان با ارتباط بین مواد درسی و رشته های تحصیلی بعدی و آگاه کردن آنان از رابطه بین رشته های تحصیلی و مشاغل 
•        کمک به دانش آموزان در ارزیابی صحیح توانایی ها و علایق خود 
•        کمک به معلمان در ارنطباق روش های تدریس خود با استعداد ها و نیاز مندی های فردی دانش آموزان 
2- راهنمایی شغلی 
از طریق راهنمایی شغلی به فرد کمک می شود تا پس از شناخت استعداد ها و رغبت ها و همچنین محدودیت ها خود 
•        شغل مناسبی را در جامعه انتخاب کند 
•        با گذراند دوره های آموزشی لازم برای به عهد گرفتن آن آماده گردد
•        در انجام آن با موفقیت عمل کند 
•        نیازهای مادی و روانی خود را ارضا نماید 
•        موجبات بهبودی و ضع جامعه را فراهم آورد 
3- راهنمایی خانوادگی
هدف از راهنمایی خانواده گی ارائه ی اطلاعات لازم به منظور کمک برقراری روابط سالم و متعادل بین اعضای خانواده و تامین آرامش و آسایش آن است .
•        این روابط عبارتند از :
•        روابط بین زن و مرد 
•        پدر و فرزند 
•        مادر و فرزند 
•        فرزندان با یکدیگر
4- راهنمایی بهداشتی 
این نوع راهنمایی به منظور تامین سلامت جسمی و روانی ارائه می گردد و هدف اصلی آن پیشگیری از ابتلا به بیمارهای جسمی و روانی است . راهنمایی بهداشتی همچنین در موارد زیر نقش تعیین کننده ای دارد .
•        حفظ سلامت فرد و اجتماع 
•        ایجاد زمینه به منظور پیشگیری از ابتلا بهه بیمارهای مسری و کنترل آنها 
•        ممانع از بروز حوادث ناگوار 
5- راهنمایی سازشی 
به فرد کمک می کند تا خود را با (1) خویشتن (2) دیگران (3) محیط سازگار کند . انجام این نوع راهنمایی مستلزم ارائه ی اطلاعات مناسب به فرد است تا در سایه ی خود شناسی ، اهداف تحصیلی ، شغلی و اجتماعی مناسبی برای خود برگزیند.
از نظر اجرا 
از نظر اجرا راهنمایی به دو صورت : (1) فردی (2) گروهی انجام می پذیرد 
1- راهنمای فردی 
در این نوع راهنمایی ، فرد به صورت انفرادی مورد هدایت و ارشاد قرار می گیرد .
2- راهنمایی گروهی 
تعداد شرکت کنندگان در راهنمایی گروهی از یک نفر یشتر بوده و معمو لاً برای رسیدن به هدف معین یا اهداف شخصی در یک زمان و یک مکان دور هم جمع می شوند در خوص موضوع یا مطلب مشخصی بحث می کنند افراد شرکت کننده در راهنمایی گروهی صرفاً در صدد کسب اطلاعات لازم در زمینه های مختلف تحصیلی ، خانوادگی ، شغلی ، اجتماعی و بهداشتی می باشند از این رو ، راهنمایی گروهی در درجه ی اول نقش پیشگیری از بروز مشکلات در زمینه های مختلف را دارد و ضمن صرفه جوی در وقت و هزینه ،فرصت حداکثر بهره گیری از امکانت محدود را برای تعداد بیشتری از افراد فراهم می آورد .
معمولاً روش کار راهنمایی گروهی به صورت نمایش فیلم و سخنرانی است و سپس بحث و سوال و جواب در مورد موضوع صورت می گیرد .
انواع مشاوره
 امر مشاوره همانند راهنمایی با توجه به زمینه های مختلف به انواع گوناگون تقسیم می شود از نظر موضوع به تحصیلی ، شغلی ، خانوادگی ، بهداشتی و سازشی تقسیم می شود و از نظز اجرا نیز مشاوره در شکلهای فردی و گروهی صرت می گیرد.
از نظر موضوع 
تقسیم بندی مشاوره از نظر موضوعی صرفاً به دلیل سهولت مطالعه صورت می گیرد و گرنه در عمل بسیار از انواع مشاوره به طور همزمان مورد استفاده قرار می گیرد .
1- مشاورۀ تحصیلی 
مشاوره تحصیلی مجموعه ی فعالیت هایی است که از طرف مشاوره به منظور رفع مشکلات تحصیلی مراجعان صورت می گیرد . برخی از فعالیتهای مشاوران در این زمینه عبارتند از :
•   ارزیابی استعدادها ، علایق و شخصیت دانش آموزان به قصد کمک به آنان در شناخت نقاط قوت و ضعف خود و تلاش در رفع کاستیها 
•        کمک به دانش آموزان دارای عقب ماندگی تحصیلی با هدف جبران عقب ماندگی آنان 
•        یاری به دانش آموزان باهوشی که زیر حد توان خود کار می کنند به منظور ارتقای پیشرفت تا حداکثر فعالیت 
•        یاری رساندن به دانش آموزان در جهت رفع نگرانیها و اضطراب امتحانی 
•        همکاری با والدین ، معلمان و سایر کارکنان مدرسه در جهت رفع مشکلات تحصیلی دانش آموزان
2- مشاوره شغلی 
مشاوره شغلی به منظور رفع مشکلات مراجعان در زمینه شغل صورت می گیرد .
تعدادی از فعالیت های مشاوران شغلی :
•        ارزیابی و یژگیهای شخصیتی ، استعدادها و مهارت های افراد و کمک به هماهنگ نمودن آنان با نوع شغل 
•        ایجاد نگرش مثبت نسبت به کار در افراد کارگریز
•        کمک کردن به افراد برای هماهنگ شدن با مقرارت سازمان 
•        یاری رساندن به مراجعان در جهت سازگاری با سایر کارکنان 
•        کمک به مراجعان در جهت سازگاری با شغل جدید 
3- مشاوره خانوادگی
مشکلات خانوادگی مانع تحقق استعدادهای اعضای خانواده شده و سبب بروز نابسامانیهای روانی  و مشکلات رفتاری را فراهم  می آورد .
بعضی از فعالیتهای مشاوران خانوادگی :
•        کمک به زوجین به منظور کسب درک متقابل و داشتن انتظارات معقول از یکدیگر 
•        یاری رساندن به والدین در جهت اجتناب از شیوه های فرزند پروری استبدای ، سهل انگارانه یا تبعیض آمیز
•   شناخت دانش آموزانی که به دلیل مشکلات خانوادگی از خانه فرای شده اند و یا اقدام به خودکشی نموده اند کمک کند 
4- مشاوره بهداشتی 
این نوع مشاوره با هدف کاهش یا رفع عوارض مشکلات جسمانی یا روانی صورت می گیرد 
برخی از فعالیتهای مشاوران بهداشتی عبارتند از :
•        شناسایی دانش آموزان با مشکلات حسی مانند نزدیک بینی ،دور بینی یا کم شنوایی
•        شناسایی داری مشکلات تکلمی 
•        شناسایی دانش آموزان داری انحرافات در ستون فقرات و یا معلولیتهای حرکتی 
•        شناسایی دانش آموزان دارای درجات متفاوت اختلال در هوش و کمک به جایگزینی مناسب آنها 
5- مشاوره سازشی 
در این نوع مشاوره به افراد ی که ناتوان از سازگاری با خود ، دیگران و محیط هستند کمک می شود تا مشکلات آنها رفع گردد.
برخی از فعالیتهای مشاوران سازشی عبارتند از :
•        تلاش در رفع نیاز های معقول دانش آموزان  با هدف رفع ناسازگاریها
•        کمک به دانش آموزان برای درک و شناخت مسائل ، مشکلات و علل ناسازگاریها خود و کوشش در رفع آنها 
•        شناسایی دانش آموزان دارای مشکلات در روابط خود با دیگران 
•        ایجاد زمینه ی مناسب جهت سازگاری دانش آموزان با مقررات آموزشگاه 
•        شرکت دانش آموزان در فعالیتهای فوق برنامه جهت کمک به سازگاری آنان 
 از نظر اجرا 
از نظر اجرا نیز مشاوره به دو نوع فردی و گروهی صورت می گیرد 
الف )مشاوره فردی
در مشاوره ی فردی نیز همانند راهنمایی فردی ، امر مشاوره به شیوۀ انفرادی صورت می گیرد  و مراجع مشکلات خود را در زمینه های مادی ، خانوادگی ، سازشی و نظایر آن  را مطرح می کند . توجه به مسائل فردی محرمانه شمردن آنها دراین نوع مشاروه دارای اهمیت ویژه ای است .
ب) مشاوره گروهی 
مشاوره ی گروهی به صورت (( تلاش اندیشمندانه برای تغییر افکار ، احساسات و رفتارهای گروه )) تعریف شده است 
منظور از گروه دونفر یا بیشتر که دارای هدف مشترک ، کنش متقابل، احساس عاطفی نسبت به هم دارند . تشکیل گروهها باعث می شود تا اعضای آنها بر یکدیگر تاثیر بگذارند و از یکدیگر تاثیر بپذیرند . به این امر پویایی گروهی گفته می شود . هدف پویای گروهی ، تغیر نگرشها ورفتار فرد برای منطبق نمودن آنها با هنجار های گروهی است . کورت لوین بنیانگذار علم پویایی گروهی است .
روشها و فنون شناخت دانش آموزان 
1- روشهای شناخت ذهنی 
مشاور می تواند با استفاده از انواع روشهای شناخت ذهنی اطلاعات مفید و لازم دربارۀ دانش اموزان را بدست آورد .از خصوصیات روشهای شناخت ذهنی این است که نتایج سنجش تحت تاثیر نظر و قضاوت ارزیاب قرار گیرد از جمله روشهای شناخت ذهنی  :
1- مشاهده 2- مصاحبه ، پرسشنامه ، مقیاس درجه بندی ، شرح حال نویسی و گروه سنجی 
1- مشاهده
مشاهده یعنی توجه آگاهانه و آن را ((دقت در اعمال و رفتار فرد )) تعریف کرده اند .
این روش یکی از مهمترین فنون راهنمایی محسوب می شده  و پایه واساس بسیاری از روش های ارزیابی رفتار دانش آموزان است و زمانی مفید و موثر واقع می شود که مبتنی بر درک روشن ودقیق از رفتار دانش آموزان بوده و در واقع معین صورت می گیرد . مشاهده فعالیتی ارادی و فعال است و نباید با دیدن که عملی است غیره ارادی است اشتباه گرفت . از طیق مشاهده خصوصیاتی چون : افسردگی ، تحریک پذیری ، تند خویی ، تنش ، خستگی و زود رنجی دانش آموز به سهولت قابل تشخیص است . همچنین موقعیت و مکان وزمان مشاوره داراسی اهمیت زیادی است . از این رو دانش آموزان را باید در موقعیتهای گوناگون و روز های مختلف مورد مشاهد قرار داد. بهترین موقعیتها ، معمولاً موقعیتهای طبیعی نظیر زنگ ورزش می باشد .واضح است که مشاهده گر نمی تواند  موقعیت معینی را به طور کامل درک کند.
2- مصاحبه 
یکی از مهمترین فنون راهنمایی و مشاوره  که از قدیمیترین و رایجترین روشهای شناخت به حساب می آید. مصاحبه گفتگوی حضوری و دو جانبه بین مشاوران می باشد کهبه منظور نیل به هدف معین انجام می شود با وجود نیازبه وقت و هزینۀ زیاد هنوز هم این روش طریق مناسبی  جهت کسب اطلاعات در زمینۀ رفتارهای عادی و غیر عادی مصاحبه شونده محسوب می شود.
انواع مصاحبه :
مصاحبه بر دو نوع است : الف) مصاحبه ی تحقیقی ، ب)مصاحبه ی مشاوره ای 
مصاحبه ی تحقیقی معمولاً به وسیله ی مصاحبه گر اجرا می شود و  مصاحبه های مشاوره ای چون امری تخصصی است صرفاً به وسیله ی مشاور انجام می شود.
مصاحبۀ تحقیقی از نظر هدف به چهار نوع تقسیم می گردد که عبارتنداز :
الف) مصاحبۀ اطلاعاتی
ب ) مصاحبۀ حقیقت یابی
پ ) مصاحبۀ عقیدتی
ت ) مصاحبۀ استخدامی
الف ) مصاحبه اطلاعاتی 
  اساساً به منظور جمع آورای اطلاعات در مورد مراجع یا عرضه ی اطلاعات به وی صورت می گیرد .
ب) مصاحبۀ حقیقت یابی
جهت تایید یا تکذیب اطلاعات قبلی و یا پاسخ برای نکات نا شناخته و مبهم انجام می شود .
پ ) مصاحبۀ عقیدتی 
که قدری مشکلتر است ، هدفش وقوف و به عقاید ، نگرش و ارزشهای فرد نسبت به امور و مسائل مختلف
ت ) مصاحبه استخدامی 
به منظور کسب آگاهی از تجارب ، آمادگیها ، توانمنیها ، شخصیت و علایق مراجع در راستای شرایط احزار شغلی خاص انجام می شود .
3- پرسشنامه 
پرسشنامه را ساده ترین ، کم هزینه ترین و عملی ترین وسیلۀ گردآوری اطلاعات می دانند به همین دلیل هم هست که محققان به وفور ار پرسشنامه استفاده می کنند و سازمانهای متعددی جامعه نیز به کمک این وسیله قادرند اطلاعات زیادی را کسب نمایند . در علوم تربیتی ، به ویژه در راهنمایی و مشاوره از این ابزار ارزشمند به منظور شناخت دانش آموزان و کمک و یاری به آنان ، استفاده های زیادی به عمل می آید .
پرسشنامه مجموعه ای منظم از سوالات است که به درستی برگزیده شده اند و به منظور سنجش خصوصیات فرد مورد استفاده قرار می گیرد و اگر با دقت تهیه و تنظیم گردداطلاعات ارزشمندی را درمورد رفتار دانش آموزان در اختیار مشاور قرار می دهد . 
پرسشنامه شامل پرسشهای در مورد : امور ومسائل خانوادگی ، محیط زندگی ، سلامت جسمانی ، فعالیت های فوق برنامه ، طرح ریزیهای تحصیلی و شغلی ، بهداشتی ، عادات مطالعه و .....
4- مقیاس های درجه بندی رفتار 
یکی دیگر از شیوه ای شناخت دانش آموزان مقیاس درجه بندی است . درجه بندی یکی از فنون راهنمایی است که از طریق آن خصوصیات و همچنین رفتار های بارز و قابل مشاهده دانش آموزان در زمینه ی مشخصی ارزیابی می شود .
مقیاس درجه بندی   معمولاً برای ارزیابی رفتارها و خصیصه هایی به کار می رود که برای آنها ابزار انداز گیری دقیقی وجود ندارد . همچنین این روش برای بررسی اعتبار سایرروشهای شناخت مورد استفاده قرار می گیرد . 
درجه بندی رفتار هم از طریق ارزشیابی به وسیله ی مشاهده گران مهارت یافته صورت می  پذیرد . به بیان دیگر یا از معلمان و مشاوران و سایرافراد خواسته می شود تا دانش آموز را در زمینه هایی مانند همکاری با دیگران ، اعتماد به نفس ، جدیت ، انظباط و قدرت رهبری ارزیابی کنند و یا این که از خود دانش آموزان خواسته می شود تا براساس مقیاس درجه بندی به ارزیابی خویش اقدام کنند . نتایج بدست آمده از مقیاس درجه بندی هم در شناخت نقاط قوت و هم نقاط ضعف دانش آموز می تواند مفید واقع شود . و هم در جلسات مشاوره مورد استفاده قرار گیرد . 5- شرح حال نویسی 
شرح حال به معنای گزارش کتبی مراجع درباره وقایع زندگی خود در گذشته ، حال و آینده است و یکی از شیوهای مهم شناخت می باشد که علاوه بر ارائه ی اطلاعات لازم ، اهداف ، نگرشها ، ارزشها ، تمایلات ، و احساسات فرد را در زمینه های گوناگون نیز مشخص می سازد .
این روش همواره توسط محققان علوم اجتماعی و مورخان برای کسب اطلاعات در باره سوابق ، نوع روابط و شیوه های زندگی مردم مورد استفاده قرار گرفته است. نوعی از شرح حال نویسی ، علم رجال است که که زمرۀ علوم مورد توجه در جهان اسلام بوده است و به وسیله ی آن ویژگیهای روایان  حدیث اعم از احوال ، صداقت و درستی گفتار و کردار آنان مورد توجه قرار می گیرد . همچنین تاریخ فرهنگ و ادبیات اسلامی و ایرانی حاوی شرح حال ادبا ، اندیشمندان ، شعرا ، نویسندگان و هنرمندانی است که هریک در گسترش این فرهنگ عظیم و غنای آن سهم به سزایی داشته اند . شرح حال نویسی امروزه بیشتر در کلینیکهای پزشکی و روانپزشکی مورد توجه قار می گیرد. و روانشناسان ، روانپزشکان و روانکاوی ، به اطلاعات حاصله از این طریق بسیار اهمیت داده و در تنظیم پرونده مراجع به دریافت شرح حال وی نیز اقدام می کنند . در آموزش و پرورش ، به ویژه در برنامه های راهنمایی آموزشگاه ها نیز از این فن استفاده ی زیادی به عمل می آید .و مشاوران با کمک آن با دیدگاههاو مشکلات دانش آموزان آشنا شده و آنان را در زمینه یابی علل مشکلات و چگونگی حل آنها یاری می دهند . برخی نوجوانان وقایع زندگی خود را در دفترچه خاطرات یادداشت می کنند که این امر میتواند مشاوران را در شناخت احساسات ، افکار و حالات روانی و عواطفی آنان یاری دهد.

تفاوت مشاوره با راهنمایی و روان‌درمانی

تفاوت مشاوره با راهنمایی و روان‌درمانی

 

مشاوره با راهنمايى تفاوت دارد. راهنمايى مفهوم وسيعى دارد و تمام برنامه‌ها و فعاليت‌هايى را که براى کمک به فرد تهيه مى‌شوند شامل مى‌گردد. در حاليکه مشاوره يکى از خدمات و تکنيک‌هاى خاص راهنمايى است و اصطلاحاً قلب راهنمايى به‌حساب مى‌آيد. راهنمايى جنبهٔ پيشگيرى و مشاوره در وهلهٔ اول بعد درمانى دارد. بدين معنى که از طريق راهنمايى از بروز مشکلات جلوگيرى مى‌شود و مشاوره به حل مشکلات کمک مى‌کند.
 
لازم به توضيح است که بين مشاوره و روان‌درمانى نيز تفاوت‌هايى چند وجود دارد. هر مکتب روان‌درماني، تعريف و هدف و شيوهٔ عملى خاص و معينى از روان‌درمانى ارائه مى‌دهد. (براى اطلاع بيشتر به کتاب نظريه‌هاى مشاوره و روان‌درمانى مراجعه کنيد)
 
به نظر بوهلر (۱۹۶۲) (Buhler) روان‌درماني، جريانى است که شيوهٔ درست زيستن با خود و ديگران را به فرد مى‌آموزد. درمان‌گر که فردى متخصص و کارآزموده است با ايجاد رابطهٔ درمانى در جهت حل مشکلات روانى درمان‌جو اقدام مى‌کند و او را در کسب سازگارى بهتر با زندگى يارى مى‌‌دهد. از طريق روان‌درماني، کژرفتارى‌ها و اختلالات روانى درمان مى‌شوند و سازمان شخصيت درمان‌جو بر اساس معيارهاى مطلوب فردى و اجتماعى تغيير مى‌کند. به عقيدهٔ پاترسون (۱۹۷۴) بين مشاوره و روان‌درماني، تفاوت‌ مهم و اصولى وجود ندارد. زيرا هدف غائى مشاوره و روان‌درماني، تأمين رشد مناسب و افزايش کارآئى و بهبودى در تعامل فرد با ديگران است. به نظر برامر و شوستوروم (۱۹۶۸) (Brammer & Shostrom) تفاوت بين مشاوره و روان‌درمانى بيش از آنکه کيفى باشد، کمّى است. از طريق مشاوره به اصلاح و رفع مشکلات تربيتي، شغلي، تحصيلي، خانوادگي، و بهداشتى افراد عادى در مدت زمان کوتاه اقدام مى‌شود، در حالى که با استفاده از روان‌درمانى به حل مشکلات افراد مبتلاء به ناراحتى‌هاى روانى شديدتر در مدت طولانى‌ترى مبادرت مى‌گردد. تايلر (۱۹۶۹) (Tyler) معتقد است که مشاوره کمک به افراد عادى است که هويت و شناخت روشنى از خود دارند و مشکلات آنان بيشتر ماهيت و جنبهٔ تربيتى دارد. در حاليکه از طريق روان‌درمانى به حل مشکلات و اختلالات عميق شخصيتى اقدام مى‌شود.
 
دربارهٔ تفاوت بين مشاوره و روان‌درمانى سخن بسيار گفته شده است. مى‌توان نتيجه گرفت که در مشاوره اولاً مسائل حاد عاطفى کمتر مطرح مى‌شوند؛ ثانياً نسبت به مراجع و نگرانى او نگرش مثبت بيشترى وجود دارد؛ و ثالثاً مدت درمان کوتاه‌تر است.

تفاوت مشاوره و روانشناس به صورت خلاصه

تفاوت مشاوره و روانشناس به صورت خلاصه

ارسال شده توسط خانه ی روانشناسی ایران

تاریخ: دی ۲۶, ۱۳۹۳

در: روانشناسی عمومی

نظر بدهید

21198 مشاهده

برای ما خیلی پیش آمده که این دو را به جای هم به کار برده ایم. ولی احساس می کنم حداقل برای ما که روانشناس یا مشاور هستیم درست نیست که این دو رو به جای هم بکار ببریم چرا که تفاوت های اساسی بین این دو زمینه وجود داره و به نظر تنها وجه شبه این دو راهنمایی کردن شخصی که در روبروی آنها نشسته است می باشد.

اولن و اساسی ترین تفاوت روانشناسی و مشاوره به بعد زمانی اشاره داره: یعنی اینکه روانشناس برای مشکل یا عواملی که در گذشته برروی فرد داشته تاکید می کنه ولی مشاوره اینده نگر هست و معمولا به انتخاب های افراد مربوط می شود. به این صورت که یک مشاور فرد را برای تصمصم گیری بین دو یا چند انتخاب برای آینده راهنمایی می کند.

دومین تفاوت اصلی بین مشاور و روانشناس این است که شخصی که به مشاوره مراجعه می کند، مراجع نام دارد لذا شخصیست که سالم است ونیاز به راهنمایی دارد ولی شخصی که به روانشناس مراجعه می کند از اختلالات روانی رنج می برد و نیازمند مداخله می باشد.

در کتب روانشناسی آمده که مشاوران معمولا وظایف روانشناسان بالینی را انجام می دهند ولی با مشکلاتی سرو کار دارند که از وخامت کمتری برخوردارند!

مشاوران بیشتر با دانش آموزان و دانشجویان و افرادی که نیازمند راهنمایی در انتخاب همسر می باشند سروکار دارند. و همچنین افرادی که نیازمند برنامه ریزی می باشند و برای انتخابهای آینده ی خود دچار فشار هستند.

بنابراین از اشخاص آکادمیک انتظار می رود تا واژه های تخصصی را به جا به کار برند.

منبع:

خانه ی روانشناسی ایران