افسردگی با 9 معیار دقیق تعریف می شود. این معیارها براساس محورهای چهارگانه DSM هستند که مشخصه هایی جه

باطلوع هرصبح فکرکن تازه به دنیا آمدی مهربان باش شاید فردایی نباشد

آدرس وبلاگ دوم مشاوره لطفا سوالاتون اونجا مطرح کنید و جواب درآن بخوانیدکلیک کنید
http://www.moshaver8990.blogfa.com
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 21:58 توسط عبدالکریم حلفی
افسردگی
علایم افسردگی
افسردگی با 9 معیار دقیق تعریف می شود. این معیارها براساس محورهای چهارگانه DSM هستند که مشخصه هایی جهانی و تعریف شده اند

1) خلق و خوی افسرده.
برای اطلاق افسرده بودن به فرد، او باید تمام روز و تقریباً هر روز این حالت را داشته باشد. این خلق و خوی افسرده توسط خود شخص با احساس اندوه، پوچی و افسردگی حس می شود یا توسط اطرافیانش مشاهده می گردد. در میان کودکان یا بزرگسالان، این خلق و خو می تواند با تندخویی بروز پیدا کند.
2) بی علاقگی یا لذت نبردن از فعالیت هایی که معمولاً لذت بخش و جالب اند.
این نشانه هر روز و عملاً برای تمامی فعالیت ها دیده می شود.
3) حس خودکم بینی یا احساس گناه بیش از حد و نامتناسب.
Loading...
این احساس تقریباً همیشه و تقریباً هر روز حضور دارد.
4) داشتن ایدۀ خودکشی به طور مکرر، خواه با نقشه یا بدون نقشۀ دقیق یا با اقدام به خودکشی.
فکر به مرگ (مثلاً گفتن «من ترجیح می دهم که مرده باشم») نیز از این دسته محسوب می شوند.
5) مشکلات خواب. ممکن است به شکل بی خوابی یا پرخوابی بروز کند.
این مشکلات هر روز در میان افراد افسرده دیده می شود.
6) آشفتگی یا کندشدن روانی – حرکتی.
این نشانه نیز هر روز حضور دارد که یا توسط خود فرد افسرده گزارش می شود یا اطرافیانش مشاهده می کنند. در افسردگی، حرف فقط بر سر یک احساس بی قراری یا کندشدگی ساده نیست، بلکه این آشفتگی یا کندشدگی قابل ملاحظه و مشهود است.
7) مشکلات اشتها که هم به شکل بی اشتهایی و کاهش وزن و هم بالعکس
با افزایش اشتها و اضافه شدن وزن می تواند روی دهد. این مشکلات بدون رژیم گرفتن به وجود می آیند.
8) مشکلات تمرکز.
این مورد اغلب با مشکل در اندیشیدن و حتی تردیدهای تکراری ظاهر می شود. پدیده ای قابل مشاهده و روزانه است و تنها احساس عدم موفقیت در متمرکز شدن نیست.
9) احساس روزانه خستگی یافقدان انرژی.
برای مطرح کردن افسردگی با یک تشخیص جدی، باید حداقل 2 مورد از 4 مورد اول در شخص دیده شود. و در ادامه، در افسردگی حداقل 5 مورد از این 9 معیار یافت می شوند.
اگر دقت کرده باشید دیده اید که در این لیست علائم، با سماجت و پافشاری تأکید شده که علائم باید هر روز و در تمام طول روز مشاهده شوند. این به این معناست که هر یک از ما ممکن است در روز ساعات یا دقایقی را با خلق و خوی افسرده پشت سر بگذارد. این حالات ممکن است که بر حسب اتفاقات زندگی برای همه پیش بیاید. اما معنی اش این نیست که فرد افسرده است. حال آنکه فرد افسرده در این حالت غرق می شود و به راحتی بیرون نمی آید.
هنگامی که نشانه های یک افسردگی واقعی را در خود دیدید، مهم است که به خودتان کمک کنید. مطمئناً برای این بیماری، درمان های دارویی و البته درمان های مکمل غیر دارویی (روان درمانی، ورزش، استراحت، تغییرات ضروری در شکل و قالب زندگی و کار و…) وجود دارد
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۶ ساعت 10:22 توسط عبدالکریم حلفی | نظر بدهيد
کارگاه



کارگاه سلامت روان و باورهای نادرست
سخنرانی سحر منصوری در «کوت سید نعیم»
به دعوت مسئول کتابخانه امام رضا (ع)آقای عبدالکریم حلفی در کوت سید نعیم (شهر جدید، میان اهواز و سوسنگرد) و با همکاری مرکز سلامت روان محلی آوای زندگی، کارگاهی با عنوان «سلامت روان و باورهای نادرست» با سخنرانی سحر منصوری (روانشناس و از سخنگویان کانون آینده نگری) و با استقبال زنان این شهر برگزار شد.
منصوری در این جلسه، به چرخة معیوب: افکار نادرست < احساسات ناخوشایند < بروز رفتارهای نامناسب < افکار نادرست... اشاره کرد و گفت: نتیجة این چرخة معیوب، بروز نارضایتی از زندگی و آسیب پذیر شدن در برای محرکهای محیطی است.
وی با طرح این سؤال که «هیجانهای مختلف، چه خوشایند و چه ناخوشایند که احساس میکنیم، طبیعی است، اما آیا هر نوع واکنشی در برابر این هیجانها هم طبیعی و بهنجار است؟» ادامه داد: با کسب برخی مهارتها میتوان از شدت احساسات ناخوشایند که در طول زمان اثر مخربی بر جسم میگذارد، کاست و این امر با استفاده از «هوش هیجانی» امکان پذیر است... وی دربارة هوش هیجانی گفت: اینکه فرد بتواند انگیزه خود را حفظ کند و در مقابل ملایمات پایداری کند و کامیابی را به تعویق بیاندازد؛ حالات روحی خود را تنظیم کند و نگذارد پریشانی خاطر، قدرت تفکر او را خدشهدار سازد؛ با دیگران همدلی کند و امیدوار باشد.
این روانشاس آینده نگر افزود: هوش هیجانی مشخص میکند چگونه میتوانیم از سایر مهارتهای خود، از جمله عقل خام، به بهترین نحو ممکن استفاده کنیم. افرادی که مهارت هیجانی دارند، احساسات خود را بخوبی میشناسند، هدایت میکنند و احساسات دیگران را درک میکنند و به صورت اثربخشی، با آن برخورد میکنند. در زندگی خرسند و کارآمدند و عادات فکری خاصی دارند که موجب میشود افرادی مولد و کارآمد باشند. افرادی که نمیتوانند بر افکار و عواطف خود تسلط داشته باشند، درگیر کشمکشهای درونیای هستند که از توانایی آنان برای انجام کار متمرکز و تفکر روشن، میکاهد.
منصوری، 5 حیطة اصلی هوش هیجانی را چنین برشمرد: شناخت عواطف شخصی یا خودآگاهی هیجانی (افرادی که نسبت به احساسات خود اطمینان بیشتری دارند بهتر میتوانند زندگی خویش را هدایت کنند.)، بکار بردن درست هیجانها (قدرت تنظیم احساسات خود بر خودآگاهی متکی است)، رهبری هیجانها (خویشتنداری عاطفی زیربنای تحقق هر پیشرفتی است)؛ شناخت عواطف دیگران (همدلی یکی از اصول مهارت ارتباط با مردم است)، و حفظ ارتباطها (مهارت کنترل عواطف در دیگران و کاستی در این زمینه، به ناشایستگی در دنیای اجتماعی یا بروز مصایب مکرر در ارتباطهای بین فردی میانجامد).
وی خاطرنشان کرد: از نظر شناختی، هر فردی متناسب با ساختار ذهنی خود که از مجموعه باورها، فرضیات و اعتقادات اوست، رویدادها و موقعیتهای مختلف را در ذهن خود پردازش و ادراک میکند. بنابراین هر جه باورها و عقاید افراد، خشکتر و قابلیت انعطافشان کمتر باشد، بیشتر سبب بروز احساسات ناخوشایند میشود و در نتیجه، باعث بروز رفتارهای نادرست میشود.
این روانشناس افزود: با تغییر الگوهای فکری، باورها، تگرشها و عقاید؛ و آموختن تکنیکهای رفتاری مناسب و حذف رفتارهای مخرب، میتوان به تغییرات مطلوب در سلامت روان خود دست یافت. آگاهی یافتن از احساسات خود، و افکار خود (افکار ناکارآمد ساخته و پرداختة ذهن فرد است)، آگاهی یاقتن از چگونگی پردازش و تفسیر رویدادها (پدیده سوکیری خودتأییدی)،آگاهی یافتن از خواستهها و انتظارات خود و... در این باره اهمیت دارند.
سحر منصوری به راهبردهای کوتاه مدت و بلند مدت رفتاری که در این زمینه سودمند است اشاره کرد. نظیر اینکه آستانة تحمل فرد در مقابل موقعیتهای ناخوشایند افزایش یابد، انجام بعضی ورزشها بویژه ورزشهای موازی (دویدن، شنا کردن، دوچرخه سواری،راه رفتن سریع، کوه پیمایی و...)؛ و همچنین تمرینات آزام سازی خود.
وی تأکید کرد: اگر میخواهید خود را آرام کنید، نسبت به اعمال و رویدادهای زندگیتان، سختگییر نباشید.
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم دی ۱۳۹۶ ساعت 9:55 توسط عبدالکریم حلفی | نظر بدهيد
شش عامل ویران کننده روابط زن و شوهر
۱. . اولویتهای خانوادگی
مهمترین منبع استرسزا در روابط بیشتر زوجها، روابطی است که خارج از آن دو نفر است. والدینتان، خواهر و برادرهایتان و دوستانتان را دستکم نگیرید. باید بدانید که وقتی به همسرتان «بله» گفتهاید یعنی او را به همه آدمهای دیگر مقدم کردهاید. خیلی از ازدواجها فقط بخاطر همین ضعف در اولویتدهی دچار مشکل میشوند. هر کس آنها را سمتی میکشد بدون اینکه به سمت همدیگر کشیده شوند. زوجها در ازدواجهای سالم یاد میگیرند که همدیگر را به هرکس و هرچیز دیگر مقدم بدانند.
🔘۲. فقدان ارتباط کلامی
این حقیقت دارد که زوجها به طور متوسط فقط چند دقیقه در روز با هم ارتباط کلامی باکیفیت دارند. هرجومرج زندگی خیلی راحت شما را درگیر خود میکند و باعث میشود نتوانید با همسرتان صحبت کنید. اما زندگی بدون ارتباط کلامی زندگی زناشویی موفقی نخواهد بود. سعی کنید برای حرف زدن با همدیگر وقت بگذارید.
🔘۳. استرس
اینکه استرسمان را سر همسرمان خالی کنیم کار بسیار سادهای است. خیلی از ما عادت داریم تا وقتی پایمان را به منطقه آرامشمان یعنی خانه نگذاشتهایم همه چیز را در خودمان نگه داریم و بعد که وارد خانه شدیم منفجر شویم. زوجهای سالم باید از استرسشان برای نزدیکتر شدن به هم و تکیه کردن به همدیگر استفاده کنند، حالا منبع این استرس هرچه که باشد: از مشکلات مالی گرفته تا مشکلات کاری و بیماری
۴. تکنولوژی
اخیراً وبلاگ مردی را خواندم که تصمیم به طلاق گرفته بود، فقط اینکه میخواست از تلفنهمراهش طلاق بگیرد. این یک واقعیت است، خیلی از ما همیشه و در همه حال این عامل خطرناک برهمزننده روابط را همیشه با خودمان حمل میکنیم. خیلی از ما وقتمان را در دنیای مجازی پرهرجومرج تکنولوژی و شبکههای اجتماعی تلف میکنیم، بدون اینکه وقتی برای صمیمیتر کردن رابطه با همسرمان بگذاریم. پس تلفنهایتان را خاموش کنید، تلویزیون را از برق بکشید و سعی کنید برای همسرتان وقت بگذارید.
🔘۵. خودخواهی
ازدواج یک درس دائمی و بزرگ از خودخواه نبودن است. و ما یا اجازه میدهیم که این تجربه ما را بهتر کند و یا تلختر میشویم. اینکه کسی را بر خودمان مقدم کنیم کار سختی است چون ذات ما طوری است که خودمان را به همه چیز و همه کس مقدم بدانیم.
هربار که به خودمان جواب مثبت میدهیم، به ازدواجمان جواب منفی دادهایم زیرا ازدواج مرد درمقابل زن نیست، ما درمقابل من است.
🔘۶. نبخشیدن همدیگر
بخشیدن و فراموش کردن یکی نیستند. وقتی نتوانیم این را بفهمیم، ناراحتیهایمان را برای مدتی طولانی در خودمان نگه میداریم. و این ناراحتیها در آخر شروع به ویران کردن زندگیهایمان از داخل به بیرون میکنند. اما بخشش به معنی تبرئه کردن دیگران نیست، به معنی آزاد کردن خودمان است برای اینکه اجازه دهیم خداوند که خود بخشاینده متعال است، ما را التیام دهد
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۵ ساعت 9:16 توسط عبدالکریم حلفی | 4 نظر
مرداب تبسم
خانمی در مشاوره تلفني میگفت: با دوست شوهرم رفت و آمد خانوادگی داشتیم، مورد اعتماد شوهرم بود و من هم روی همین اساس ایشان را به خاطر قیافه مذهبی اش و دوستی با شوهرم قابل اعتماد می دانستم. روزی زنگ منزل به صدا در آمد. دوست شوهرم بود. بعد از سلام و تعارف های متداول به ایشان گفتم که شوهرم منزل نیست و سفر چند روزه ای رفته اند. ایشان خداحافظی کرد و رفت.
باور کردنی!!! نبود فردای آن روز ایشان باز آمدند درب منزل. اما با یک جعبه شیرینی و چند شاخه گل.
با گرمی به ایشان سلام و تعارف کردم. لبخندی زد و گفت: ببینم تعارف نمی کنید بیاییم داخل؟
با تعجب گفتم دا...داخل؟!
ولی دیروز خدمت تون گفتم که شوهرم مسافرت هستند.
خندید و گفت: راستش می دونم، ولی چه کنم؟ دیگه نتونستم این دلم را راضی کنم که نیایم. دیروز لبخند و خنده هایت کار دست دلم داده و اسیرم کرده.
بعد گفت با اجازه؛ دیدم داره میاد داخل. خواستم در را ببندم که در را هل داد که بیاید مجبور شدم جیغ و داد کنم که همسایه ها یکی یکی آمدند و ایشان فرار کرد.
بعد از اون روز به شوهرم داستان را گفتم
نزدیک بود خون به پا شود ولی الان کلا رابطه مان را با او قطع کرده ایم.
اما یک سؤال همیشه برای من باقی ماند، این که چگونه یک مرد مثل شوهرم این قدر خام باید باشد و بدون آزمایش و امتحان، غریبه ای را دوست خود می گیرد و او را به حریم خصوصی خود می آورد؟
***
سؤال: اشکال کار کجا بود؟
غیرت شوهر؟
دوست گزینی ناموفق؟
حیا و عفت این زن؟
رعایت نکردن مرز و حریم محرم نامحرمی در روابط قبلی خانوادگی؟
شهوتی بودن مردان و عاطفی بودن زنان؟
ترکیب برخی موارد بالا؟
دستورات دين مانند احكام شرعي محرم نامحرم به نفع ماست يا خداوند؟ خانمهايي كه در خيابان يا ادارات آرايش ميكنند و جلوهنمايي، نقش يخچال فريز را در سردكردن روابط عاطفي همسران دارند.[1]
پی نوشت :
1. آيين شوخي و قوانین خوشي، محمدعلی قدیری و محمدحسین قدیری، کتابخانه سایت اسک دین
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام آذر ۱۳۹۳ ساعت 1:47 توسط عبدالکریم حلفی | 15 نظر
نکات مهم و کاربردی در ازدواج
1- بهتر است سن پسر 2 تا 8 سال (میانگین 5 سال) به دلایل زير بیشتر از سن دختر باشد.
الف- کنش اقتدار ب- جذابيت بدني و فيزيكي(Physical Attractive ) ج- حساسیت بیش از حد (بدبینی) زنان مسن به مردان جوان
2- مشکلات حاملگی به دلیل افزایش سن
3- یک سال بزرگتر بودن پسر یا همسالی دختر و پسر در صورت تناسب دیگر ملاکهای اصلی اشکال ندارد.
3- بزرگتر بودن دختر توصیه نمیشود(مگر در موارد نادر).
4- سطح تحصیلی مرد نسبت به زن بهتر است بیشتر یا مساوی زن باشد.
5- اگر مدرک مرد یک پله پایینتر باشد، به شرط آن که مرد دارای شغل و موقعیت اجتماعی مطلوبی باشد، اشکال ندارد. اگر دو مدرک یا بیشتر پایینتر باشد، سازگاری همسران دچار مشکل میشود مگر؛
الف) شرایط اصلی برجسته باشد(صفات شخصیتی، تعهد، تفاهم، صمیمیت و...)
ب) مرد توان و امکان کم کردن این فاصله را داشته باشد.
6- بهتر است مرد برونگرا تر از زن باشد
7- اگر زن برونگراتر باشد نباید این فاصله خیلی زیاد باشد
8- زن خیلی برون گرا ازهمنشینی با مرد درون گرا خسته می شود ومرد او ناراضی و حتی بدبین.
9- بایدها در گفت و گو: (روابط با والدین، آینده، شغل، استقلال از خانوادهها، حساسیتهای کاری و اجتماعی و...)
10- مراحل تشخیص:
مرحله اول : معرفی اجمالی از طریق آشنایان.
مرحله دوم : ملاقات طرفین در خانواده دختر.
مرحله سوم : گفتگو طرفین و خانواده ها با یکدیگر.
مرحله چهارم : انجام تحقیقات و مشورت با روان شناس با تجربه.
11- سه روش برای تشخیص ملاکها
الف) تحقیق از افراد آگاه = 50 ٪
ب) آزمونهای روانشناختی = 30 ٪
ج) گفت و گوها = 20 ٪. [1]
پی نوشت :
1. سايت انجمن روان شناسان اسلامي، دکتر گلزاری، کارگاه همسرگزینی.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۳ ساعت 16:25 توسط عبدالکریم حلفی | نظر بدهيد
خانواده سهل گير(آسانگير)
1 - پدر و مادر به دنبال نيازهاي ارضاء نشده خودشان هستند. دنبال جواني و نوجواني و دل مشغولي هاي خود هستند.
2 - به امر تربيت و ارضاء نيازهاي جسمي و رواني كودك نمي پردازند و چون آسانگير هستند ، براي خاموش كردن صداي بچه ، هر چه كودكشان از آنها مي خواهد ، آنها انجام مي دهند . لذا كودك پرتوقع تربيت مي شود.
3 - هدفها و انتظارات برايشان روشن نيست و به همين دليل ، در تربيت فرزندان خود از روش ، فلسفه يا ديدگاه خاصي پيروي نمي كنند.
4 - هيچ نوع كنترلي بر رفتار فرزندان خود ندارند و آنان را كاملا آزاد مي گذارند تا به هر نحوي كه خود مايل هستند ، شيوه هاي خاص زندگي خود را انتخاب و به كار گيرند.
5 - هيچ نوع انتظار و توقع خاصي از فرزندان خود ندارند و فرزندان نيز به نوبه خود مي آموزند كه والدين نبايد از آنان انتظار خاصي را داشته باشند.
6 - نسبت به رفتار فرزندان خود ، حتي در مواردي كه مورد آزار و اذيت خود آنان و ديگران قرار مي گيرند ، توجه خاص نشان نمي دهند و در اين موارد ، بي تفاوت عمل مي كنند.
7 - اگر فرزندان خانواده از دستورات آنان اطاعت نكنند ، ناراحت نمي شوند و چنان رفتار مي كنند كه گويي عدم اطاعت از دستورات والدين امري طبيعي ، عادي و متداول است.
8 - در پاداش دادن - وقتي از فرزندان رفتار پسنديده اي سر مي زند - يا تنبيه آنان - در هنگامي كه كار خلاف از آنان سر مي زند - اهمال مي كنند و بي تفاوت هستند (به ياد داشته باشيم كه منظور از تنبيه كردن در معناي روانشناختي آن ، محروم كردن فرزند از پاداش است و تنبيه بدني مورد نظر نمي باشد).
9 - شيوه هاي رفتاري والدين چنان است كه در فرزندان اعتماد لازم را نسبت به آنان ايجاد نمي كند.
10 - نسبت به تكاليف و نمرات درسي فرزندان خود توجه نشان نمي دهند و علاقه اي نيز به همكاري با معلمان و مديريت مدرسه محل تحصيل آنان ندارند.
11 - آنچه را كه فرزندان اراده كنند يا بخواهند ، براي آنان تهيه مي كنند و در اين مورد ، سليقه خاصي را اعمال نمي كنند.
12 - هيچ گونه تلاش خاصي را در زمينه استقلال فرزندان خود انجام نمي دهند و چنانچه يكي از فرزندان شديدا به آنان وابسته باشد، كار خاصي را در زمينه كاهش اين نوع وابستگي كه بعدا براي آنان مشكل ساز خواهد بود ، انجام نمي دهند.
13 - نظم و ترتيب را در محيط خانواده رعايت نمي كنند و از فرزندان خود نيز انتظار خاصي در اين زمينه ندارند.
14 - فرزندان خود را براي انجام هر كاري آزاد مي گذارند و حتي در مواردي كه مداخله آنان لازم به نظر مي آيد ، دخالت نمي كنند.
15 - اين بچه ها چون در زندگي با موانع مواجه نشده است، لذا وقتي وارد جامعه مي شود به خاطر عدم تجربه كافي ، زود تسليم ميشود و شكننده هست.[1]
پی نوشت :
1.سايت گفتگوي ديني، نمودار و جداول روان شناختي.
+ نوشته شده در شنبه چهارم مرداد ۱۳۹۳ ساعت 4:18 توسط عبدالکریم حلفی | نظر بدهيد
ده اشتباه در فرايند آشنايي
در فرايند آشنايي هنگام خواستگاي ممكن است چند اشتباه بزرگ از طرف ما رخ دهد. اين اشتباهات به ترتيب عبارتند از:
1 - سؤالات كافي نمي پرسيم.
2 - نشانه های هشدار دهنده مشكلات بالقوه را ناديده می گيريم.
3 - عجولانه و زود هنگام، سازش می كنيم.
4 - تسليم نياز جنسي مي شويم.
5- تسليم زرق و برق هاي مادي و ظاهري مي شويم.
6- تعهد را مقدم بر تفاهم می دانیم (قبل از اين كه متوجه شويم كه با او تفاهم داريم و قبل از اين كه متوجه شويم كه
آيا او همسر مناسبي براي ما هست يا نه، متعهد به ازدواج با او مي شويم).
7- ترديدهاي خود را ناديده مي گيريم.
8 - تفاهم را بر علاقه و محبت مقدم می دانیم (درست است كه تفاهم در ازدواج لازم است، اما كافي نيست. ازدواج زماني به ساماني موفق خواهد رسيد كه سه عنصر« تفاهم » و « تعهد » ،« علاقه »با هم وجود داشته باشد).
9 - باور به اينكه او را تغيير خواهيم داد.
10- باور به اين كه پس از ازدواج مشكلات كم مي شود.
نکته: در موقع خرید پارچه، حاشیه آن را خوب نگاه کن، و در موقع ازدواج، درباره مادر زن تحقیق کن.
+ نوشته شده در جمعه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت 0:12 توسط عبدالکریم حلفی | نظر بدهيد
نشانه های رفتارشناسی در دوران نامزدی
در دروان نامزدی اگر دختر و پسر بخواهند به شخصیت واقعی یکدیگر پی ببرند، باید با هم صادق باشند؛ اما متاسفانه برخی افراد در این دوره صداقت نداشته و با اعمال فریبکارانه فرد مقابل خود را فریب میدهند. دوران نامزدی، دورهای کاملاً حساس است که در آن دختر و پسر باید به شناخت از همدیگر، بپردازند. در این دوران جوانان با فرصت دادن به همدیگر میتوانند بیشتر طرف مقابل را بشناسند. بنابراین اگر آنها هر چقدر باهم صادقتر باشند، به نفع همدیگر کار کرده اند. در این برهه از زمان، دختر و پسر باید آنچه که هستند، رفتار کنند.
البته باید بدانید که با یک و یا دو جلسه نمیتوان راهکارهایی را در نظر گرفت که دختر و پسر را همدیگر را بشناسند؛ زیرا آنها روانشناس ماهر و خبرهای نیستند که رفتار فریبکارانه و یا فیلم بازی کردن طرفین را حدس بزنند. اما با بررسی، تحقیق و تفحص میتوان به شخصیت ذاتی فرد تا حدودی پی برد. دکتر مجد توصیه می کنند 10 جلسه ی 10 ساعته . یعنی شما با 2 سال نامزدی که همه اش در میهمانی و جلسات 2-3 ساعته خلاصه می شود به شناخت مختصری نیز دست نخواهید یافت چون انسان کاملا قابلیت انعطاف پذیری با شرایط و محیط جدید را داراست ولی نهایتا 2-3 ساعت و پس از آن خود واقعی خود را ناگزیر است نشان بدهد. انسان کار خلاف واقعیت طبیعی خودش را نمی تواند 10 ساعت بروز ندهد پس اگر جلسات را طولانی کنید مثلا یک صبح جمعه تا شب شما مجموعه ای از یک روز طبیعی فرد را شاهد خواهد بود مثل غذاخوردن حرف زدن تلویزیون نگاه کردن یافتن غذا و برنامه ی مورد علاقه عصبانیت خوشحالی حساسیت رفتار با اطرافیان و خانواده درجه ی یک و غیره.
هر چقدر دوران نامزدی طولانی باشد و به دختر و پسر فرصت بیشتر داده شود که در موقعیتهای اجتماعی قرارگیرند، به شخصیت اصلی و واقعی همدیگر بیشتر، دست پیدا خواهند کرد و حتی می توان رفتار آنها را متناسب با موقعیت سنجید.
بعضی رفتارهایی که در زندگی زناشویی ضعف محسوب میشود حتما نشانه هایی در دوران نامزدی و آشنایی داشتند که با بررسی آنها میتوان تا حدودی به آن پی برد.
این 10 رفتار را در دوران نامزدی جدی بگیرید:
1.پنهانکاری : یکی از نشانههای پنهانکاری دختر و یا پسر از همدیگر این است زمانیکه دختر و یا پسر، برخی از مسائل را بازگو نمیکنند و یا از جواب دادن به نامزد خود طفره میروند، در نتیجه می توان خیلی راحت به این مسئله پی برد.
2.تناقضگویی : شاید به این مثال توجه کرده اید که «دروغگو، کم حافظه میشود» یکی دیگر از روشهای شناخت افراد این است که وقتی سوالی از او میپرسید، او به دروغ جواب شما را میدهد و اگر در زمان دیگری دوباره همان سوال را پرسید جوابی میدهد که اصلا با قبل مطابقت ندارد.
3.وانمودکردن یا نقش بازیکردن : از طریق تستهای روانشناختی تا حدی میتوان به این خصوصیات پی برد و محک زد که چقدر طرف مقابل میتواند خودش را خوب جلوه دهد و یا نقش بازی کند. البته ناگفته نماند، ممکن است بعضی دختر،پسرها واقعا خودشان را بدتر از آنچه که هستند، نشان دهند.
4.وسواس داشتن : گاهی وقتها فرد از آرایش و لباس پوشیدن طرف مقابل حساسیت نشان میدهد و به طرف مقابل تذکر میدهند، این رفتار نشان میدهد که طرف مقابل بسیار حساس بوده و ریزبین و نکته بین است.
5.پرتوقع بودن : توقع برخی افراد بیش از توان فرد مقابل است و خیلی راحت می توان این رفتار را شناخت.
6.عدم سازگاری : بارها اتفاق میافتد که دختر و پسر به علت عدم سازگاری از هم جدا میشوند و هیچ تفاهمی ندارد و هرکدام ساز مخالف طرف مقابل را میزند که این رفتار در دوران نامزدی قابل تشخیص است.
7.زود رنج بودن : یکی از ضعفهای زن وشوهر در دوران زناشویی زودرنج بودن آنهاست و خیلی راحت این رفتار را میتوان در دوران نامزدی تشخیص داد.
8.بیملاحظه بودن : یک رفتاری که باعث جدایی در بین زن و شوهر است، این است همسر آنها بیملاحظه است. زمانیکه دختر و یا پسر در دوران نامزدی ملاحظه طرف مقابل و یا خانواده و اطرافیان را نکنند؛ قطعاً آنها بیملاحظه بوده و فقط به فکر نیازهای خود هستند.
9.عمل نکردن به وعده و مقررات : زمانیکه در دوران نامزدی، بین دختر و پسر قرار ملاقات گذاشته میشود و فرد مقابل طبق همان وقت به محل قرار نمیرسد، میتوان متوجه شد که در آینده هم، به قول و وعده خود عمل نخواهد کرد.
10.عجول بودن : در بعضی اوقات شخص مقابل با کوچکترین اشتباه از طرف دختر و یا پسر عصبانی شده و عکس العملهای غیر منطقی از خود نشان میدهند.
توجه داشته باشید این نشانه ها همانطور که اطلاعاتی از رفتارهایی که در آینده گسترده و شدیدتر خواهید دید را نشان می دهند به همان نسبت نیز قطعی نیستند و با دیدن یک یا دو بار باعث برچسب زدن و قضاوت سریع نباید بشوند .. بلکه صرفا هشداری برای دقیق شدن با ظرافت در رفتار و کردار فرد باید بشوند تا در نهایت تصمیم بهتری را گرفت.
یکی از بهترین روشهای آشنایی طرفین «مسافرت» است. اگر دختر و پسر در دوران نامزدی به مسافرت بروند، خیلی بهتر میتوانند به روحیات و شخصیت همدیگر آشنا شوند. همچنین بر سر دوراهی تحلیل آنچه از فرد مقابل دیده اید و هضم آن برایتان سخت است مشاور ، دوست و راهنمای قابل اعتمادی خواهد بود.
و فراز این بار : "اگر کسی به شما خیانت کرد این مشکل اوست نه شما و اگر دوباره به شما خیانت کرد این مشکل شماست نه او."
نظر شخصی من یعنی نویسنده وبلاگ دراین مطلب که گفته شده طولانی مدت بودن دوره نامزدی باعث شناخت بیشتر میشودولی من باتوجه به چیزهای که تجربه کردم از دختران و مراجعانی که داشتم متوجه شدم دراین دوران منظور دوران نامزدی قوای شناخت روی مسائل جنسی هست وسواستفاده پسران از دختران در این دوران است که باعث عدم شناخت میشه وبیشتر دراین زمینه متمرکزمیشه ودراین میان دختران اسیب میبنند بهتردوره نامزدی بیشتراز سه ماه نباشد کمترهم باشه بهتره.. به عقیده من اگر ازدواج سنتی باشد و از راه شناخت خانواده باشدازدواج موفقی خواهدبودحداقل تعهدخانواده در میان هست
نظرشما چیست؟؟؟؟
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۲ ساعت 22:10 توسط عبدالکریم حلفی | 75 نظر
نحوه برخورد والدین بافرزندانشان بعد از طلاق
در شرايط جدايي و پس از آن بزرگ ترين كمك شما به فرزندانتان اين است كه صرف نظر از اين كه حق سرپرستي آن ها را داريد يا نداريد به عنوان پدر و مادر همچنان در دسترس آنان قرار داشته باشيد.
فرزند شما حق ارتباط با پدر و مادر يعني هر دو بخش از والدين را دارد و به هر دو بخش نياز دارد. نهايت تلاش خود را بنماييد تا فرزند شما هر دو را به عنوان پدر و مادر در كنار خود داشته باشد.
اگرچه رنجش ها و آزردگي ها ممكن است پذيرش ديگري را به عنوان پدر و مادر در فرزند مشترك دشوار سازد، اما بدانيد كه كودكان تنها زماني توان تحمل جدايي پدر و مادر را دارند كه همكاري دو طرف و سهيم شدن پدر و مادر در سرپرستي و تربيت آنان ادامه پيدا كند و اين كه كداميك حق سرپرستي يا حق ديدار را دارند خللي در اين اصل ايجاد نميكند، به تدريج و با گذشت زمان از شدت درگيريها و رنجش ها كاسته شده و گفت و گو در باره ي موضوعات عمده و اساسي ميان پدر و مادر جداشده امكان پذير ميشود، به ويژه وقتي پاي فرزند يا فرزندان مشترك در ميان باشد.
گفت و گو با فرزندان
فروپاشي خانواده براي فرزندان شما هم يك تجربه محسوب ميشود : تجربه گسست و جدايي. بكوشيد بدون متهم كردن طرف مقابل حتي الامكان به گونه اي روشن با فرزندانتان گفت و گو و صحبت كنيد. بيان مطلب و چگونگي آن به سن و سال كودكان بستگي دارد. بسياري از والدين بر اين باورند كه چون كودكان موضوع را نمي فهمند. لزومي به دادن توضيح و گفتوگو در اين باره نيست.
اما تجربه نشان مي دهد كه واكنش كودكاني كه توضيحي دريافت نكردهاند در مقابل جدايي بسيار شديدتر است. آن ها بدون اين كه متوجه شويد و بدون دخالت شما از مدت ها پيش شاهد تشنج و درگيريهاي في مابين شما بوده اند و اين حق آن هاست كه پدر و مادر در حضورشان مسايل را آشكارا مطرح و بيان كنند.
مساله اين نيست كه كودكان بايد بتوانند ميان تمام عواملي كه به جدايي منجر شده اند ارتباط منطقي برقرار سازند، بلكه آنان بايد بتوانند در اين باره با توجه به سن و سال خود مساله را تجربه كنند و پرسشهاي خود را مطرح نمايند.
براي كودكانتان توضيح دهيد كه در آينده چه تغييراتي صورت خواهد گرفت و چه قواعد و مقرارت تازه ايي مابين شما توافق شده است آنچه را هم تغيير نخواهد كرد برايشان توضيح دهيد، براي نمونه اتاقشان، مهد كودك شان و نيز ملاقات و ديدار با پدر بزرگ و مادر بزرگ و مانند آن.
به آن ها امكان بدهيد تا بگويند كه چه احساسي نسبت به دعواهاي خانگي دارند و چه چيزي را آرزو مي كنند.
البته، بديهي است كه با يك بار گفتوگو همه اين مطالب به سرانجام نميرسد و لازم است تكرار كرد و شايد هر بار از نو آغاز نمود. در ضمن با تغيير در رشد و سن كودكان نيز پرسش هاي آن ها ممكن است تغيير كند و در هر گفت و گو بر سر يك موضوع ممكن است برداشت ها و ديدگاه هاي مختلفي مطرح شود.
اين گفت و گوها براي شما دشوار خواهد بود به ويژه اگر هنوز جدايي را هضم نكرده و هنوز با تغييرات روزمره زندگي و مسايل ناشي از جدايي انطباق پيدا نكرده باشيد.
ممكن است نسبت به طرف مقابل خود كه به گمان شما مسبب تمامي اين مصيبت ها است خشم و نفرت زيادي احساس كنيد، لذا در چنين حالتي بسيار دشوار خواهد بود كه خود را هم شريك جرم بدانيد و در صدد برآييد كه مصيبت ها و خشم فرزندانتان را كه ناشي از جدايي است حل كنيد.
هرگاه هر دو طرف موفق شويد كه با تمام احساس آزردگي و رنجشي كه داريد در مورد جدايي موضع درستي اتخاذ كنيد، آنگاه خواهيد توانست در رفع مشكلات ناشي از اين تغييرات اساسي هم موفق شويد.
